صورت‌جلسه نشست قضائی

برگزار شده توسط:استان دیوان عدالت اداری/ شهر تهران
تاریخ برگزاری:۱۴۰۳/۱۲/۱۴
موضوع:ابطال عبارت اسناد اداری قانون مالیاتهای مستقیم

پرسش

آیا تسری حکم کلی این ماده در اصلاحیه آیین نامه اجرایی موضوع ماده 218 قانون مالیات های مستقیم مصوب 23/3/1390 قصد اعمال این حکم در ضوابط اجرایی وصول مالیات ها را داشته است؟

نظر هیئت عالی

براساس ماده 146 قانون اجرای احکام مدنی «هرگاه نسبت به مال منقول یا غیرمنقول یا وجه نقد توقیف شده شخص ثالث اظهارحقی نماید اگر ادعای مزبور مستند به حکم قطعی یا سند رسمی باشد که تاریخ آن مقدم برتاریخ توقیف است، توقیف رفع می شود.درغیراین صورت عملیات اجرایی تعقیب می گردد و مدعی حق برای جلوگیری ازعملیات اجرایی و اثبات ادعای خود می تواند به دادگاه شکایت کند» با توجه به حکم قانونی مذکور ماده 56 آیین نامه اجرایی ماده 218 قانون مالیات های مستقیم که براساس آن مقررشده است: «هرگاه شخص ثالث نسبت به تمام یا قسمتی از اموال غیرمنقول بازداشت شده و حقوق ناشی از آن ادعای حق کند، عملیات اجرایی درصورتی متوقف می شود که دعوی ، مستند به سند رسمی یا رأی قطعی دادگاه بوده و تاریخ وجود حق یا تنظیم سند، مقدم برتاریخ بازداشت اموال غیرمنقول باشد و این امر مورد تأیید هیأت حل اختلاف مالیاتی موضوع ماده 216 قانون مالیات های مستقیم قرارگیرد» با ماده 146 قانون اجرای احکام مدنی مغایرت دارد و مستند به بند 1 ماده 12 ومواد 13 و88 قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1392 ازتاریخ تصویب ابطال می شود. این رأی براساس ماده 93 قانون دیوان عدالت اداری (اصلاحی مصوب 10/2/1402) دررسیدگی وتصمیم گیری مراجع قضائی واداری معتبر وملاک عمل است.

نظر اکثریت

1) مفاد ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم شکایت از اقدامات اجرایی راجع به مطالبات دولت و نیز درخصوص مالیاتهای مستقیم شکایت از این است که مالیات قبل از قطعیت به موقع اجرا گذاشته می شود و در مورد مالیاتهای غیرمستقیم راجع به مواردی است که مطالبه مالیات غیرقانونی است و با این فرض، شکایت نسبت به عملیات اجرایی مربوط به اموال درراستای وصول مالیات ولو از سوی شخصی ثالث باشد قابل طرح دراین هیأت است.2)آنچه در مقرره مورد شکایت یعنی ماده 56 آیین نامه اجرایی ماده 218 قانون مالیاتهای مستقیم آمده است صرفاً بحث توقف اقدامات اجرایی است و نه رسیدگی نسبت به مال توقیف شده و بررسی صحت وسقم ادعا و نه حتی رفع توقیف ازمال توقیف شده بلکه صرفاً توقیف عملیات اجرایی است.3)در همین آیین نامه در تبصره ماده(8) ادعای شخص ثالث نسبت به مال توقیف شده را که مستند به حکم قطعی محاکم یا سند رسمی باشد، پذیرفته است وحتی حکم بر رفع توقیف داده است درحالی که در این فراز از آیین نامه برخلاف آنچه قبلاً بیان نموده است حتی متوقف شدن اقدامات اجرایی بدون تأیید هیأت ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم را نپذیرفته است . 4) قانونگذار در ماده 146 قانون اجرای احکام مدنی تکلیف را مشخص نموده است و اصولاً منوط نمودن متوقف شدن اقدامات اجرایی به تأیید هیأت ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم که ممکن است در مواردی تأیید نماید برخلاف اراده مقنن وحتی مفاد همین آیین نامه است فلذا عقیده به ابطال از تاریخ تصویب داریم .

نظر اقلیت

1) در مقرره قید شده است به تأیید هیأت 216 قانون مالیات های مستقیم برسد از باب تشریفات قانونی است که یکی هیأتی اقدام به صدور دستورموقت نماید و الاّمی بایست عملیات اجرایی متوقف شود.2) هیأت ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم مرجع رسیدگی به اعتراضات نسبت به اقدامات اجرایی است ودرقانون به نحوصریح این موضوع قید شده است. 3)حکم مندرج در تبصره ماده 8 و ماده مورد شکایت (ماده56 آیین نامه) متفاوت است یکی راجع به اموال بازداشت شده است و دیگری راجع به اموال توقیف شده است.4) با لحاظ مراتب مرقوم مصوبه درراستای قانون بوده و مغایرتی با مقررات نداشته،قابل ابطال نمی باشد.

مبحث

کلمات کلیدی

مستندات قانونی

ماده 12 قانون دیوان عدالت اداری | ماده 13 قانون دیوان عدالت اداری | ماده 146 قانون اجرای احکام مدنی | ماده 216 قانون مالیاتهای مستقیم | ماده 56 آیین نامه اجرایی ماده 218 قانون مالیات های مستقیم | ماده 88 قانون دیوان عدالت داری

ابطال عبارت اسناد اداری قانون مالیاتهای مستقیم | نشست قضایی | قضا