صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
در پروندهای که وکیل تمبر مالیاتی مرحله تجدیدنظر را ابطال نکرده ولی حق تجدیدنظرخواهی دارد آیا دادنامه بدوی باید به وکیل ابلاغ شود یا موکل؟ (با توجه به مواد 47 و 46 قانون آئین دادرسی مدنی) و اگر به هر دو ابلاغ شود منشاء تجدیدنظرخواهی کدام یک است؟
نظر هیئت عالی
در فرض سؤال، با توجه به رأی وحدت رویه شماره 780 مورخ 2/7/1398 هیأت عمومی دیوان عالی کشور و نظریه مشورتی شماره 183/7 - 28/1/1361 اداره کل حقوقی قوه قضائیه، اوراق قضائی باید به وکیل ابلاغ شود و در صورتی که تمبر مالیاتی وکالتنامه ابطال نشده باشد، وفق مقررات به وکیل اخطار رفع نقص بعمل خواهد آمد؛ با این وصف ابلاغ دادنامه به وکیل معتبر است و نظریه اکثریت مورد تأیید هیأت عالی است.
نظر اکثریت
با توجه به تبصره ذیل ماده 47 قانون آئین دادرسی مدنی در مواردی که دادرسی بوسیله وکیل جریان یافته و وکیل مزبور حق وکالت در مرحله بالاتر را دارد کلیه احکام و قرارهای صادره باید به وکیل ابلاغ شود و ابلاغ به موکل بلا اثر است و مبدا مدتها و مواعد از تاریخ ابلاغ به وکیل محسوب است که در تایید این عقیده میتوان به نظریه مشورتی 183/7 – 28-1-1361 اداره حقوقی قوه قضائیه اشاره نمود. زیرا هر چند وکیل مزبور تمبر مالیاتی مرحله تجدیدنظر را ابطال نکرده ولی حق دادرسی در دادگاه بالاتر حسب اختیار تفویض شده از سوی موکل را دارد و مفهوم مخالف ماده 46 قانون یاد شده نیز موید این مطلب است.
نظر اقلیت
با توجه به تبصره یک ماده 103 قانون مالیاتهای مستقیم مصوب 1381 که مقرر داشته در هر مورد که طبق مفاد این ماده عمل نشده باشد وکالت وکیل با رعایت مقررات آدم در هیچ یک از دادگاهها و مراجع مزبور قابل قبول نخواهد بود و صرف اینکه وکیل حق تجدیدنظرخواهی مطابق وکالتنامه تقدیمی را دارد با وجود عدم ابطال تمبر مالیاتی مرحله تجدیدنظر وی سمتی جهت تجدیدنظرخواهی نداشته کافی جهت ابلاغ دادنامه بدوی به وکیل نبوده و باید دادنامه به شخص موکل ابلاغ شود و منشا تجدیدنظرخواهی تاریخ ابلاغ به موکل خواهد بود.
مبحث
مستندات قانونی
ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 47 قانون آیین دادرسی مدنی