صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
درخصوص توقیف مالی در اجرای ثبت باتوجه به رای وحدت رویه ی شماره ی 784 و با محوریت این رای چه راهکاری برای معترض ثالث به عملیات اجرایی ثبت وجود دارد؟ و در اموال غیر منقول و خودرو با توجه به اینکه مال مورد ادعا در توقیف و بازداشت است امکان دعوی الزام به تنظیم سند نیست و از طرفی طبق رای وحدث رویه دعوی ابطال عملیات اجرایی هم در صلاحیت رئیس اداره ی ثبت محل است و اثبات مالکیت هم درفرض وجود سابقه ی ثبتی قابل استماع نیست در این شرایط تکلیف معترض چیست ؟ و آیا دعوی اثبات وقوع بیع به تنهایی دراین راستا قابل استماع است؟
نظر هیئت عالی
در فرض سؤال ، نظریه اکثریت قضات حوزه قضایی استان قزوین (شهر الوند ) مطلوب و مورد تائید هیات عالی است ، با این توضیح که طبق رای وحدت رویه شماره 784 مورخ 26/9/1398 هیات عمومی دیوان عالی کشور ناظر به ماده 8 قانون اصلاح بعضی از مواد قانون ثبت و قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب 27/6/1322 و ماده 169 آئیننامه اجرای مفاد اسناد رسمی لازم الاجراء و طرز رسیدگی به شکایت از عملیات اجرائی مصوب 11/6/1387 رئیس قوه قضائیه ، مرجع رسیدگی به اعتراضات و شکایت از عملیات اجرائی در اجرائیههای ثبتی ، رئیس اداره ثبت محل (حوزه ثبتی صادرکننده اجرائیه ثبتی ) میباشد و این مانع از طرح دعوی حقوقی تحت عناوین مختلف اعم از اثبات مالکیت و،..... در محاکم صالح قضایی نیست .درصورتیکه دعاوی چون اثبات مالکیت یا اثبات وقوع بیع ، الزام به تنظیم سند رسمی و،.... به لحاظ وجود سابقه ثبتی یا بازداشت بودن مال یا ملک مورد ادعا با موانع قانونی در رسیدگی مواجه شود ، در نفع ناگزیر از طرح دعوای " توقیف و ابطال عملیات اجرائی" در دادگاه صالح است .
نظر اکثریت
با توجه به اینکه رای وحدت رویه ی شماره ی 784 بیان می دارد مرجع صالح برای رسیدگی به شکایت از عملیات اجرایی ثبت ، رئیس اداره ی ثبت محل می باشد و درمواردی که ثالث نسبت به مال توقیف شده ادعای حقی نماید این امر مانع از مراجعه ی او به دادگاه و اقامه ی دعوا برای اثبات حقانیت خود نیست .اولاً رای صادره درمقام حل اختلاف بوده است و بنابراین نظریه ی اختیار معترض ثالث درمراجعه به اداره ی ثبت محل یا دادگاه را رد میکند و صراحتاً درمقام تعیین صلاحیت اداره ی ثبت محل است ثانیاً در ذیل رای وحدت رویه صراحتاً رای شعبه ی سوم دیوان عالی کشور تائید شده است که مفاد موضوع حکم، صلاحیت رئیس اداره ی ثبت محل در مانحن فیه می باشد ثالثاً نتیجه مذاکراتی که قبل از صدور رای وحدت رویه صورت گرفته خصوصاً نظریه ی دادستان کل کشور به معنای عدم صلاحیت دادگاه دردعوی ابطال عملیات اجرایی ثبت است و بنابراین دعوی ابطال عملیات اجرایی ثبتی در صلاحیت رئیس اداره ی ثبت محل است و آن عبارت فراز آخر رای وحدت رویه ((درمواردی که ثالث نسبت به مال توقیف شده ادعای حقی نماید این امر مانع از مراجعه ی او به دادگاه و اقامه ی دعوا برای اثبات حقانیت خود نیست )) به معنای آن است که مدعی حق دارد دعوی علی حده ای غیراز ابطال عملیات اجرایی ثبتی در راستای اثبات ادعای خود مثل دعوی اثبات مالکیت ،اثبات وقوع بیع ، الزام به تنظیم سند و تنفیذ معامله مطرح کند که در خصوص اموالی که سابقه ی ثبتی دارند دعوی اثبات مالکیت یا اثبات وقوع بیع به دلیل وجود سابقه ی ثبتی و ایجاد مالکیت معارض محل تردید است واگر مالی سابقه ی ثبتی نداشته باشد رسیدگی می گردد و در دعوی الزام به تنظیم سند نیز به دلیل وجود سابقه ی بازداشت ، قابل پذیرش نیست و دعوی تنفیذ معامله به این علت که دادگاه مرجع تنفیذ قرارداد های مردم نمی باشد الا موارد منصوص (تنفیذ وصیت نامه ) مسموع نمی باشد بنابر این در صورت طرح دعوی ابطال عملیات اجرایی ثبتی نسبت به اموالی که سابقه ثبتی دارند دادگاه با صدور قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت رئیس اداره ثبت محل در راستای ماده 28 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال می کند.
نظر اقلیت
با عنایت به فراز آخر رای وحدت رویه که مراجعه ی مدعی به دادگاه را برای اثبات حقانیت پذیرفته است این عبارت دلالت بر این دارد که معترض ثالث نسبت به ابطال عملیات اجرایی ثبتی اختیار دارد و می تواند در اداره ی ثبت محل خطاب به رئیس اداره مراتب اعتراض خود را اعلام نماید یا اینکه در دادگستری طرح دعوی ابطال عملیات اجرایی ثبتی مطرح نماید و رای وحدت رویه نافی طرح دعوا در دادگستری نیست و طبق اصل 156 قانون اساسی دادگستری مرجع تظلمات و رسیدگی شکایات و حل و فصل دعاوی مردم است.
کلمات کلیدی
مستندات قانونی
اصل 156 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران | ماده 18 آیین دادرسی مدنی | ماده 28 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب