صورت‌جلسه نشست قضائی

کد نشست:۱۳۹۷-۵۱۵۱
برگزار شده توسط:استان مازندران/ شهر ساری
تاریخ برگزاری:۱۳۷۹/۱۱/۱۳
موضوع:اعتراض ثالث طاری در مرحله واخواهی مقایسه تأیید رأی با صدور آن در مرحله تجدیدنظر

پرسش

الف) با عنایت به بند (ب) ماده 419 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی و نیز مفهوم و منطوق مواد 421 و 422 همـان قـانون، آیـا تسـلیم دادخواسـت اعتراض ثالث طاری در مرحله واخواهی امکانپذیر است؟ب) با عنایت به منطوق ماده 421 قانون یاد شده، آیـا تأییـد رأی در مراجـع تجدیـدنظر و دیوانعالی کشور به منزله صدور رأی است یا اینکه تأییـد رأی بـا صـدور رأی، دو امـر مستقل از هم هستند؟

نظر هیئت عالی

الف) طبق ماده 418 قانون آیـین دادرسـی مـدنی، شـخص ثالث حق دارد به هرگونه رأی صـادره از دادگـاه عمـومی اعتـراض کنـد و رأی غیابی هم مشمول همین مورد است. ب) تأیید رأی به معنای اصدار رأی در تأیید آن است و مفهوم مغایر و مجزایی از آن ندارد.

نظر اکثریت

الف) نظر به اینکه وجود قاعده فراغ در آیـین دادرسـی، شـامل قاضـی صـادرکننده رأی واخـواهی نمیشود و در مرحله واخواهی همان قاضی صادرکننده رأی به آن رسیدگی میکند، هیچ گونه تفکیکی فیمابین مرحله صدور رأی غیابی و واخواهی وجود ندارد. لذا نظر بـه عـدم فراغـت قاضی صادرکننده رأی غیابی از رسیدگی غیابی و نظر به اینکـه در مرحلـه واخـواهی، دادنامـه غیابی به محکوم علیه غیابی ابلاغ میشود؛ با توجه به پذیرش اصل تفسیر موسـع در قـوانین و مقرّرات حقوقی به معنای اخص، رعایت عدالت و انصاف قضایی و عدم وجود تعابیر مخالف در خصوص مورد، پذیرش اعتراض ثالث طاری در مرحله واخواهی امکانپذیر است.

نظر اقلیت

الف) اعتراض به رأی در مرحله واخواهی از جمله طرق عادی اعتراض به آرا میباشد. نظر بـه اینکه اعتراض ثالث در کنار اعاده دادرسی و اعمال (ماده 326 قانون آیین دادرسی مدنی) و فرجام از جمله طرق فوقالعاده اعتراض در قانون آیین دادرسی مدنی اسـت، بنـابراین، در مرحله واخواهی، پذیرش درخواست اعتـراض ثالـث طـاری بلااشـکال نیسـت؛ زیـرا دادگاه پس از صدور رأی غیابی، فارغ از رسیدگی است و تسـلیم دادخواسـت اعتـراض طاری در مرحله واخواهی (بـه دلیـل اینکـه از مجمـوع مـواد (421 و 423 قـانون آیـین دادرسی مدنی) چنین استفاده میشود که تسلیم درخواست اعتراض در حـین دادرسـی و تا قبل از صدور حکم برای معترض تکلیف است). بنابراین، پذیرش درخواست اعتراض ثالث طاری در مرحله واخواهی امکانپذیر نیست. ب) با عنایت به رأی دیوانعالی تمیز مورخ 14 و 15 آذر ماه سال 1309 به این شرح: شـخص ثالث باید اعتراض خود را به آخرین محکمه ای کـه صـادرکننده حکـم بـوده تقـدیم دارد. بنابراین، حکم محکمه استیناف اگر مبنی بر تأیید حکـم بـدایت باشـد، اعتـراض شـخص ثالث، به محکمه استیناف داده میشـود و نظـر بـه اینکـه اکثـر نویسـندگان حقـوقی آیـین دادرسی سابق و حال بر این عقیدها ند که تأیید حکم در مرحله پـژوهش و تجدیـدنظر، بـه معنای صدور رأی قطعی تلقی میشود به همـین جهـت در اعمـال مـواد 31 و 18 قـانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب سابق، (با رعایت جایگزین مواد جدید آیین دادرسـی مدنی نیز رعایت میشود و تأیید رأی در ماهیت، تفاوت معنایی با صدور رأی ندارد.

مبحث

کلمات کلیدی

مستندات قانونی

* قانون آیین دادرسی مدنی

اعتراض ثالث طاری در مرحله واخواهی مقایسه تأیید رأی با صدور آن در مرحله تجدیدنظر | نشست قضایی | قضا