صورت‌جلسه نشست قضائی

کد نشست:۱۳۹۷-۵۵۰۱
برگزار شده توسط:استان اصفهان/ شهر کاشان
تاریخ برگزاری:۱۳۸۰/۰۹/۰۱
موضوع:امکان تجدیدنظر خواهی سازمان ها و ادارات دولتی از تصمیمات کمیسیون ها

پرسش

آیا امکان تجدیدنظرخواهی سازمانها و ادارات دولتی از تصمیمات کمیسیون هـای قـانونی دولتی و نیز ادارات دولتی وجود دارد؟

نظر هیئت عالی

در مورد سؤال باید قایل به تفکیک شد به این ترتیب که آرا و تصمیمات مراجع اداری و دولتی کـه قابـل تجدیـدنظر و شـکایت در مراجـع قضایی و اداری دیگر است، همان طور که از سوی اشـخاص حقیقـی و اشـخاص حقـوقی (حقوق خصوصی) قابل اعتراض و تجدیدنظر است، میتواند مـورد اعتـراض و تجدیـدنظر خواهی ادارات و سازمانی دولتی ذینفع ـ که اشخاص حقوقی (حقوق عمـومی) هسـتند ـ قرار گیرد. در مورد آرا و تصمیمات کمیسیون های متشکله در سـازمانهـا و ادارات دولتـی قابل شکایت در دیوان عدالت اداری، از آنجا که مطابق اصل 173 قانون اساسـی، منظـور از تأسیس دیوان عدالت اداری رسیدگی به شکایات و تظلمات مردم از مأمورین یا تصمیمات واحدهای دولتی بوده و مستفاد از بند (1) ماده 11 قانون دیوان عدالت اداری نیز این اسـت که منظور از مردم، اشخاص حقیقی و حقوقی، حقوق خصوصی هستند، کلمه «مردم» دولـت را که از اشخاص حقوق عمومی بوده و غیر از مردم است، در بـر نمـیگیـرد و رأی هیـأت عمومی دیوان عدالت اداری به شماره 87 - 27/10/1368 نیز مؤید این استنباط اسـت. لـذا سازمانهای دولتی نمیتوانند از اینگونه تصمیمات و آرا، به دیوان عـدالت اداری شـکایت برند و بر خلاف آن چه که در نظر اکثریت آمده است، در این قبیل موارد نمیتوان دادگاهها را به لحاظ اینکه صلاحیت عـام داشـته و مرجـع رسـیدگی بـه تظلمـات عمـومی هسـتند، جایگزین دیوان عدالت اداری ساخت، یا رأی و تصمیمی را که تصریح قانون مبنی بر قابـل اعتراض و تجدیدنظر بودن آن وجود ندارد، قابل اعتراض یا تجدیدنظر خـواهی در دادگـاه دانست و بر خلاف قانون برای دادگاه جعل صلاحیت کرد.

نظر اکثریت

اصل بر صلاحیت عام دادگاههای عمومی (حقوقی) است مگر اینکه قانون استثنا کرده باشـد. از اصول 34 و 156 و 159 قانون اساسی که مقرّر کرده دادخواهی حـق مسـلم هـر فـرد اسـت و مرجع رسمی برای رسیدگی و صدور رأی را بدون قید و شرط، دادگستری معرفی کرده کـه از طریق دادگاههای عمومی اعمال میشود و در هر مورد کـه قـانون بـرای رسـیدگی مرجعـی را معرفی نکرده و ساکت باشد دادگاههای عمومی، صالح به رسیدگی مـیباشـند تـا برابـر قـوانین موضوعه (و در صورت فقدان قانون، طبق ماده 3 قانون آیین دادرسی مدنی بنا به منـابع معتبـر اسلامی و فتاوی و اصول حقوقی) حکم قضیه را روشن نمایند. در این امور فرقی بین دولت و غیر دولت نخواهد بود و در این امور خاص، با تقدیم دادخواست به دادگاه عمومی، آن دادگـاه صالح به رسیدگی به اعتراض سازمان دولتی خواهد بود.

نظر اقلیت

از آنجا که برای رسیدگی دادگاههای عمومی به اینگونه دعاوی، قانونی تصویب نشده است و در اصول 34 و 159 قانون اساسی نیز مراجعه به دادگاههای صالح و طبق قانون، اشاره شده است و از طرف دیگر طبق ماده 10 قانون آیین دادرسی مدنی، رسیدگی دادگاههای عمومی بـه دعـاوی نخستین است، تجدیدنظر خواهی از تصمیم یک مرجع قانونی که عموماً با حضور یک قاضـی تشکیل میشود نمیتواند از دعاوی نخستین باشد، مضافاً به اینکـه رأی وحـدت رویـه هیـأت عمومی دیوان عدالت اداری از نظر مبانی تدوین، مورد اتفاق نظر قضـات دادگـاههـای عمـومی نیست و امکان اختلاف در صلاحیت در همه حال مادامی که هیأت عمومی دیوانعـالی کشـور اتخاد تصمیم نکرده باشد، وجود خواهد داشت. اعتراض و درخواست رسـیدگی دسـتگاههـای دولتی از تصمیمات کمیسیونهای قانونی، قابل رسیدگی در دادگاههای عمومی نیست و اینگونه دستگاهها میتوانند مشکلات بروز کرده را در قالب اراده دولت و یا همانگونه که هر سـال در قانون بودجه به نوعی پیش بینی میشود (تبصره 10 بودجه سال 1379) حل و فصل کنند.

مبحث

کلمات کلیدی

مستندات قانونی

* قانون آیین دادرسی مدنی

امکان تجدیدنظر خواهی سازمان ها و ادارات دولتی از تصمیمات کمیسیون ها | نشست قضایی | قضا