صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
چنانچه متعاقب دادخواست (الف) بطرفیت (ب) و (ج) و (د) به خواسته الزام به تنظیم سند رسمی ملکی معین، حکم بر محکومیت خواندگان به عنوان مالکین مشاعی صادر شود و حکم نسبت به (ب) حضوری و نسبت به (ج) و (د) غیابی باشد و (ج) نسبت رای صادره واخواهی نماید و علاوه بر شخص (الف)، شخص (ب) و شخص (د) را نیز به عنوان واخوانده قرار دهد و دادگاه پس از رسیدگی واخواهی را مردود بداند. در فرض سوال اولاً، آیا رای صادره نسبت به (د) در صورت عدم حضور یا عدم ارائه لایحه یا عدم ابلاغ واقعی مجدداً باید غیابی اعلام شود؟ ثانیاً، چنانچه (ب) نسبت به رای اولیه تجدیدنظرخواهی ننماید و مهلت تجدیدنظرخواهیاش نیز منقضی گردد آیا به رای صادره در مرحلهی واخواهی میتواند تجدیدنظرخواهی نماید؟
نظر هیئت عالی
1_ واخواهی نسبت به اقدامی که علیه خوانده صادر میشود مصداق دارد به این ترتیب بلحاظ رد و واخواهی نسبت به آن نمیتوان واخواهی نمود. 2_ بلحاظ قطعیت رأی بدوی نسبت به «ب» رسیدگی به دعوای تجدید نظرخواهی «ب» نسبت به رأیی که در مرحله واخواهی صادر گردیده موضوعیت ندارد.
نظر اکثریت
چون در مرحلهی بدوی، محکومله فقط (الف) بوده و شخص (ب) و شخص (د) حکم محکومیتی علیه (ج) در مرحلهی رسیدگی بدوی تحصیل ننمودهاند؛ لذا، دعوای واخواهی توجهی به شخص (ب) و شخص (د) نداشته و باید قرار عدم توجه دعوای واخواهی نسبت به این اشخاص صادر شود. در مورد قرار عدم توجه دعوا نیز اساساً بحث حضوری یا غیابی بودن موضوعیت ندارد. در مورد قسمت دوم سوال نیز، (ب) تنها میتواند نسبت به قرار عدم استماع دعوای واخواهی به خود تجدیدنظرخواهی نماید که علی القاعده دادگاه تجدیدنظر با توجه به مبنای حقوقی فوق باید تجدیدنظرخواهیاش را در این خصوص مردود اعلام نماید.
نظر اقلیت
با توجه به اینکه واخواهی در واقع اعتراضی انتقالی و عدولی است و بر این اساس تمامی حقوق اختصاصی اشخاص در رسیدگی بدوی را در خود جای خواهد داد، استثناء نمودن مقررات ماده ۳۰۶ قانون آیین دادرسی مدنی در خصوص شرایط غیابی بودن رای بلاوجه بوده و نمیتوان حقوق مکتسبه اشخاص را به صرف قیاس و بدون صراحت و اذن قانونی معدوم نمود؛ لذا، نتیجه رسیدگی واخواهی نسبت به (د) همچنان غیابی است. در بخش دوم سوال هم باید بر اصول فوق الذکر باقی بود؛ بدین معنا که دادنامه صادره در رسیدگی غیابی شرایط و آثار جداگانهای نسبت به رسیدگی بدوی داشته و باید در مواردی که مقنن صراحتی در وضع احکام اختصاصی مربوط به واخواهی ندارد، موضوع با رجوع به حکم مشابه در رسیدگی بدوی حل و فصل گردد؛ لذا، اگر (ب) در مهلت تجدیدنظرخواهی رای بدوی اعتراض نکرده و دادنامه مزبور از این حیث نسبت به وی علیالظاهر قطعی تلقی شده است، با اعتراض واخواه، موضوع رسیدگی مجدداً در دستور کار دادگاه قرار گرفته که نتیجه این رسیدگی با لحاظ وصف عدولی واخواهی، در هیچ یک از خصوصیات (اسباب و علل موجه و منطوق رای) تابع رسیدگی بدوی نخواهد بود؛ لذا، در دادنامه رسیدگی واخواهی میبایست به رای صرفنظر از آنچه سابقاً در پرونده محقق گشته توجه داشت و لذا اعطای حق تجدیدنظرخواهی مجدد به (ب) فاقد ایراد است.
مبحث
کلمات کلیدی
مستندات قانونی
ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 306 قانون آیین دادرسی مدنی