صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
دادگاه در رسیدگی به دادخواست اعتراض ثالث به دادنامه، حکم به الغاء دادنامه معترضعنه صادر نموده است. دو نفر از خواندگان در دادگاه حاضر نشده و لایحه ای ارسال ننمودهاند اخطاریه نیز به ایشان به صورت واقعی ابلاغ نشده است، حال سوالاتی به شرح ذیل مطرح میباشد : 1. آیا حکم الغاء دادنامه نسبت به این دو نفر غیابی محسوب میشود یا اینکه این رأی وصف حضوری یا غیابی نداشته و قابل واخواهی نمیباشد ؟ 2. چنانچه رأی اصداری از مرجع صادر کننده قطعی باشد مثلاً دادگاه بدوی در مقام رسیدگی به اعتراض از دادنامه شورا حکم را تایید نماید سپس دادخواست اعتراض ثالث حکمی به این رأی قطعی مطرح گردد آیا رای دادگاه بدوی در مورد این دادخواست (اعتراض ثالث حکمی) قطعی میباشد یا طبق عمومات قابل تجدیدنظر است مراتب سوال در مورد دادگاه تجدیدنظر استان به چه صورتی خواهدبود؟
نظر هیئت عالی
اولاً با توجه به ماده 420 ق.آ.د.م که ترتیب رسیدگی به اعتراض ثالث را مانند دادرسی نخستین اعلام داشته است؛ لذا یکی از این امور موضوع غیابی یا حضوری بودن رأی میباشد که در فرض سوال، رأی صادر غیابی و قابلیت واخواهی دارد. ثالثاً با لحاظ ماده 420 ق.آ.د.م و نظر به اینکه آراء دادگاه بدوی قابلیت تجدید نظر دارد؛ لذا چنانچه دادگاه بدوی در مقام رسیدگی به اعتراض ثالث مبادرت به صدور رأی نموده، رأی مذبور قابل رسیدگی و تجدیدنظر دارد نتیجتاً نظر اکثریت تایید میشود.
نظر اکثریت
جواب بند 1: اعتراض ثالث اعم از اعتراض به حکم یا اجراء دعوی محسوب و طبق عمومات قانون آیین دادرسی مدنی میبایست رسیدگی و منتهی به رأی گردد هم چنانکه ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی مندرج در بخش اعتراض ثالث اعلام داشته "ترتیت دادرسی مانند دادرسی نخستین است" که یکی از این قواعد طبق ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی غیابی بودن حکم طبق شرایط مقرر در ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی میباشد بنابراین حکمی که بر علیه خواندگان در سوال مطروحه صادر شده طبق عمومات غیابی محسوب و قابل واخواهی میباشد مضافاً بر اینکه اعتراض محکوم علیه غایب به رأی دادگاه جزء اساسیترین حقوق وی بوده و نمیتوان قائل به این امر بود که قانونگذار در این خصوص مقرره ای ندارد چون ماده 420 فوق الذکر اصل را بر ترتیب رسیدگی طبق دادرسی نخستین قرار داده وچنانچه قائل به واخواهی نبود میبایست آن را استثناء مینمود که علیرغم مقام بیان چنین استثنایی را ذکر ننموده است. جواب بند 2 : ابتدائا ذکر این امر ضروری است که دادگاه بدوی در رسیدگی به اعتراض نسبت به رأی شورایحلاختلاف مقام محاکم تجدیدنظر را دارا میباشد مگر اینگه مواردی از این موضوع استثناء گردد و همچنانکه ماده 27 قانون شوراهای حلاختلاف مقرر نموده آراء صادره از طرف محاکم بدوی در خصوص رسیدگی به اعتراض نسبت به رأی شورایحلاختلاف قطعی است مگر در مورد تبصره ماده مرقوم در مقامی که شورا صلاحیت ذاتی نداشته و دادگاه بدوی رأی را نقض نماید و چون در خصوص مورد سوال مقرره صریحی وجود ندارد و از طرفی رسیدگی به اعتراض ثالث وفق ماده 420 قانون آییندادرسیمدنی مندرج در بخش اعتراض ثالث مانند دادرسی نخستین است که تجدیدنظر نیز جزء مراحل دادرسی محسوب میگردد با وحدت ملاک از دادگاه تجدیدنظر که اگر اعتراض ثالث حکمی در مرحله تجدیدنظر مطرح گردد رأی دادگاه تجدیدنظر قطعی میباشد در مانحنفیه نیز رأی صادره از دادگاه عمومی در خصوص اعتراض ثالث به دادنامه قطعی صادر شده از طرف دادگاه بدوی چون در جایگاه تجدیدنظر نسبت به آراء شورا است قطعی میباشد مگر مواردی که استثناء شده باشند مویداً به نظریه مشورتی 7/7289 مورخه 1382/11/23 که در خصوص نظیر مورد سوال عنوان داشته: رأی دادگاه بدوی در خصوص اعتراض ثالث قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر خواهد بود و رای دادگاه تجدیدنظر در موارد معینه قابل فرجام خواهی در دیوان خواهد بود و قطعیت رأی اصلی مانع از این امر نیست " در نتیجه رأی دادگاه تجدیدنظر را صرفاً در موارد معینه قابل اعتراض دانسته و اصل بر قطعیت آن میباشد هم چنین وحدت ملاک حاصل از نظریه مشورتی 179/94/7 مورخه 1394/01/26 در خصوص قابل تجدیدنظر بودن اعتراض ثالث به اقدامات اجرایی نیز بر همین استدلال دلالت دارد و در نهایت مقررات ورود ثالت نیز مویدی بر استدلال فوق بوده چون طبق ماده 134 ق.آ.د.م : ترتیبات دادرسی در مورد ورود ثالث ... در هر مرحله برابر مقررات مربوطه میباشد بدیهی است که رای صادره در خصوص اعتراض ثالث به رای صادره از محاکم در مقام تجدیدنظر میتواند موارد معینه قابل واخواهی باشد .
مستندات قانونی
ماده 27 قانون شوراهای حل اختلاف | ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 420 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 7 قانون آئین دادرسی کیفری