صورت‌جلسه نشست قضائی

برگزار شده توسط:استان گلستان/ شهر گمیش تپه
تاریخ برگزاری:۱۴۰۳/۰۳/۲۱
موضوع:تاثیر توافق کتبی طرفین در سقوط حق تجدید نظر خواهی خود

پرسش

زوج دعوای الزام به تمکین را مطرح و در جلسه اول دادرسی خواسته خود را به طلاق توافقی تغییر و دادگاه پس از معرفی آنها به واحد مشاوره خانواده حکم بر طلاق توافقی صادر می‌نماید و طرفین نیز حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی خود نسبت به آن را ساقط می‌نمایند. دو هفته پس از جاری شدن صیغه طلاق و صدور سند رسمی طلاق، زوج نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی نموده و اعلام می‌نماید که اینجانب خواهان زندگی با همسر خود هستم و دادگاه بدوی نیز علی رغم قطعیت رای صادره پرونده را به دادگاه تجدیدنظر استان ارسال می‌نماید، در این صورت وظیفه دادگاه تجدید نظر چیست؟

نظر هیئت عالی

قطع نظر از امکان یا عدم امکان تغییر خواسته از تمکین به طلاق و اینکه صورتجلسه توافق طرفین بر طلاق را می‌توان صورتجلسه سازش تلقی کرد؛ با توجه به اینکه طرفین برای طلاق توافق نموده و حق تجدید‌نظرخواهی نسبت به رأی دادگاه در مورد طلاق توافقی را ساقط کرده‌اند، رأی صادره ( جز در مورد صلاحیت دادگاه یا قاضی صادرکننده ) قابلیت تجدید‌نظرخواهی نخواهد داشت و دادگاه تجدید‌نظر باید قرار رد دعوای تجدید‌نظر‌خواهی را صادر نماید.

نظر اکثریت

در این راستا در ماده ۳۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی آمده است: «درصورتی که طرفین دعوا با توافق کتبی حق تجدیدنظرخواهی خود را ساقط کرده باشند تجدیدنظرخواهی آنان مسموع نخواهد بود‌ مگر درخصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادرکننده رأی.» بنابراین در سوال پیش گفته نیز تجدیدنظرخواهی زوج اصولاً مسموع نبوده مگر اینکه دادگاه فاقد صلاحیت (از نوع ذاتی و نه محلی) بوده و یا اینکه یکی از جهات ردّ دادرس در قاضی دادگاه موجود بوده باشد که در این صورت دادگاه تجدیدنظر استان می‌تواند رای صادره را نقض و اقدام مقتضی را به عمل آورد. در این صورت حتی اگر دادگاه تجدید نظر منشاء هر دو دعوا را واحد نداند اما چنین امری بر طبق ماده پیش گفته به هیچ وجه مجوزی برای رسیدگی ماهوی دادگاه تجدیدنظر استان و نقض رای صادره نبوده و بالاتر از این حتی اگر رای صادره با وصف اسقاط حق اعتراض طرفین در دادگاه بدوی حرام خداوند را حلال و یا حلال او را حرام اعلام نموده باشد (خلاف بین شرع)، باز هم دادگاه تجدیدنظر استان حق نقض آن را نداشته و چنین امری باید از مسیر مربوط به خود یعنی اعاده دادرسی موضوع ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری انجام شود. صرف نظر از همه آنچه گفته شد، اساساً صدور رای طلاق توافقی و گواهی عدم امکان سازش نوعی گزارش اصلاحی و قرارداد قضایی است که نباید به راحتی نقض شود و اقدام سهل اندیشانه دادگاه تجدیدنظر در این موارد موجب از بین رفتن اساس اراده طرفین و قرارداد لازمی می‌شود که میان آنها تنظیم شده و دادگاه فقط به نوعی کاتب آن بوده است! از طرفی، پس از جاری شدن صیغه طلاق و صدور سند طلاق، دیگر قانوناً زوجه همسر زوج محسوب نمی‌شود تا آنکه دادگاه بدوی بخواهد پس از نقض رای طلاق از سوی دادگاه تجدیدنظر استان، به دعوای الزام به تمکین زوج رسیدگی نماید و باید با صدور قرار سقوط دعوا پرونده را مختومه نماید. فراتر از این آنکه، با توجه به صدور سند طلاق، زوج ابتدا باید دعوای ابطال سند طلاق را نیز خواستار شود تا زوجه به لحاظ مسائل ظاهری قانونی به زوجیتِ ایشان برگردد و سپس مجدداً دادخواست الزام به تمکین وی را مطرح نماید.

نظر اقلیت

به نظر می رسد در خصوص سوال مطروحه دادگاه تجدید نظر باید رای صادره را به این استدلال که تغییر خواسته در راستای ماده ۹۸ قانون آیین دادرسی مدنی به عمل نیامده و «منشأ واحدی» با دعوای اول یعنی الزام به تمکین نداشته نقض و پرونده را برای رسیدگی مجدد به دعوای الزام به تمکین به دادگاه بدوی ارسال نماید. همچنین دادگاه تجدید نظر میتواند به قاعده «الفرعُ یتبع الاصل» اشاره نموده و اعلام نماید که صدور رای طلاق به عنوان موضوع خواسته تغییر یافته و فرعی از خواسته اصلی و اول یعنی الزام به تمکین تبعیت نموده و چون تغییر خواسته مورد قبول دادگاه تجدیدنظر استان قرار نگرفته فلذا رایی که مبتنی بر این تغییر خواسته نیز صادر شده غیر قانونی است،

مبحث

کلمات کلیدی

مستندات قانونی

ماده 333 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری | ماده 98 قانون آئین دادرسی مدنی

تاثیر توافق کتبی طرفین در سقوط حق تجدید نظر خواهی خود | نشست قضایی | قضا