صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
در یک پرونده ی کیفری رأی غیابی مبنی بر محکومیت صادر شده است دادستان نسبت به این رأی اعتراض نموده اما محکوم علیه غیابی (ابلاغ قانونی رأی) اعتراض ننموده و مهلت واخواهی و تجدیدنظر خواهی وی به پایان رسیده است دادگاه تجدیدنظر در مقام رسیدگی به اعتراض دادستان رأی صادره را تایید می نماید: آیا در این حالت حق واخواهی نسبت به رأی بدوی برای محکوم علیه کماکان وجود دارد یا خیر؟
نظر هیئت عالی
با توجه به مادۀ 461 قانون آئین دادرسی کیفری که حق واخواهی محکومعلیه را در دادگاه تجدیدنظر به رسمیت شناخته است، رأی بدوی صادر شده، در دادگاه تجدیدنظر برغم صدور رأی قبلی، با تقاضای واخواهی قابل رسیدگی است در اینجا قاعده « الغائب علی حجته » حاکم خواهد بود.
نظر اکثریت
هر چند الزام مندرج در بند « ث» ماده 450 قانون آیین دادرسی کیفری با استجازه از مقام معظم رهبری برداشته شده است اما از آنجا که در این استجازه ، تعیین رسیدگی را موکول به تشخیص قضات رسیدگی نموده است لازم است در پرونده هایی که رأی بدوی آن غیابی بوده و دادگاه تجدیدنظر به منظور رعایت حقوق دفاعی محکوم علیه غیابی وقت رسیدگی و طرفین را احضار نماید و اگر با رعایت این مقدمه رأی خود را صادر نماید طبق ماده 461 قانون آیین دادرسی کیفری ، محکوم علیه این حق را دارد که در دادگاه تجدیدنظر واخواهی نماید اما با توجه به ماده فوق ، واخواهی وی در مرحله بدوی بدلیل متن صریح ماده فوق الذکر منتفی است . در ماده 461 قانون آیین دادرسی کیفری مطلقاً ذکر شده است که اگر محکوم علیه یا وکیل او در هیچیک از جلسات دادرسی نخستین و تجدیدنظر خواهی حاضر نشده و یا لایحه ایی نفرستاده باشد حق واخواهی به رأی دادگاه تجدیدنظر را در همان دادگاه دارد بنابراین با توجه به اطلاق موجود ، چه دادگاه تجدیدنظر طبق بند « ث» ماده 450 قانون آ د ک وقت رسیدگی تعیین و طرفین را احضار نماید و چه با استناد به استجازه حاصله از مقام معظم رهبری بدون تعیین وقت رسیدگی ، رأی خود را صادر نماید چون محکوم علیه یا وکیل وی در جلسه حاضر نشده و لایحه ایی نفرستاده است ، رأی آن مرجع غیابی محسوب و قابل واخواهی در آن مرجع است . مبرهن است که با توجه به متن صریح قانون و تناقضات احتمالی و عالی بودن مرجع تجدیدنظر از مرجع بدوی ، امکان ورود دادگاه بدوی به واخواهی از رأی غیابی بدوی وجود ندارد زیرا امکان دارد در این مقام رأیی صادر نماید که در تعارض با رأی دادگاه تجدیدنظر بعنوان مرجع عالی باشد.
نظر اقلیت
از آنجا که سیستم حقوقی ایران ، دادرسی دو مرحله ایی را مورد پذیرش قرار داده است لذا محکوم علیه غیابی این حق را دارد که در دادگاه بدوی واخواهی خود را مطرح نموده و از خود دفاع نماید و عنداللزوم از رأی مجدد بدوی ، تجدیدنظر خواهی نماید بنابراین نباید این حق را از محکوم علیه سلب نمود النهایه اگر تعارض بین دو حکم (بدوی و تجدیدنظر) ایجاد شد متعاقباً از طریق اعاده دادرسی مندرج در بند « ت» ماده 474 قانون آ د ک ، موضوع قابل رفع می باشد.
مستندات قانونی
ماده 461 قانون آیین دادرسی کیفری