صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
در پروندهای آقای الف و ب متهم به جرح عمدی با سلاح شکاری به آقای ج میباشند که شاکی (مصدوم) در کما بوده است و دادگاه با حضور وکلای شاکی و متهم و حضور متهمین به پرونده رسیدگی نموده شاکی با یک گلوله مصدوم شده است. علاوه بر جراحات ایجاد شده ناشی از شلیک گلوله بر اثر عوارض شلیک گلوله مصدوم کنترل ادرار، مدفوع خود را از دست داده و دچار فلج دست و پا هم شده است. پس از رسیدگی این دادگاه به لحاظ علم اجمالی بر ارتکاب جرح به شاکی توسط هردو متهم؛ دادگاه بالسویه هردو متهم را در اجرای ماده 477 قانون مجازات اسلامی محکوم به پرداخت دیه نموده است که پس از صدور حکم به پرداخت دیه (جنبه عمومی منتفی شده است) فوت نموده است. حسب استعلام از پزشکی قانونی، علت مرگ، عوارض ناشی از شلیک گلوله اعلام شده است. دادگاه پس از تقاضای اولیاءدم مبنی بر پرداخت دیه ناشی جراحات و دیه عدم کنترل ادرار و مدفوع و فلج دست و پا؛ با این استدلال که یک ضربه وارد شده و چون موضوع منجر به قتل شده صرفا یک دیه به اولیاءدم تعلقمیگیرد که باید حسب ماده 477 قانون مجازات اسلامی از بیتالمال پرداخت شود. (تداخل دیات) متعاقبا از سوی دادگاه حکم به پرداخت یک فقره دیه از بیتالمال صادر شده است. رای قطعی است. مجددا وکیل اولیاءدم تقاضای پرداخت دیه و ارش صدمات غیر فوت را دارد. آیا این درخواست قابل اجابت میباشد؟
نظر هیئت عالی
با توجه به فوت قربانی جرم به سبب اصابت گلوله حکم بر قصاص نفس صادر و دیه دریافت شده به بزهکار اعاده میگردد مع الوصف با توجه به تداخل دیه منفعت در دیه نفس رأی سابقالصدور از طریق اعمال ماده 477 قانون مجازات اسلامی باید نقض و رسیدگی مجدد گردد.
نظر اکثریت
چنانچه با یک ضربه توسط جانی جراحتها و صدمههای متعدد به بزهدیده وارد شود؛ صرفاً یک مجازات تعیین میشود زیرا اصل بر تداخل دیات است و تعدد دیات استثنا است. براساس نظر قانونگذار چنانچه یک ضربه در نهایت منجر به فوت شد و قبلاً بزهدیده، دیه صدمات را دریافت کرده باشد؛ حکم بر قصاص نفس صادر و دیه به بزهکار برگردانده میشود. براساس ماده 673 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، در جنایتی که موجب زوال منافع شود و منتهی به سلب حیات مجنیعلیه گردد؛ دیه منفعت و نفس تداخل میکند و صرفاً دیه نفس قابل مطالبه است. با توجه به اینکه در این مورد رأی صادر گردیده بلحاظ قاعده فراغ دادرس، اظهارنظر از ناحیه دادگاه امکانپذیر نیست و ذینفع از طرق فوقالعاده رسیدگی میتواند درخواست نقض رأی را بنماید.
نظر اقلیت
چون رأی صادر و قطعی شده امکان نقض آن وجود ندارد و رأی به قوت خود باقیست. عدالت و انصاف حکم میکند که چنانچه فردی آسیب دیده است و آسیبهای وارد شده به او متعدد باشد؛ ا گر فوت نکند دیههای متعدد به او تعلق میگیرد. حال که مصدوم بعد از دو سال درگذشته است؛ نمیتوانیم قائل باشیم که بعد از فوت فقط یک دیه تعلق گیرد و این نادیده گرفتن حق بزهدیده است. رأیی که صادر شده مربوط به زمان وقوع جرم است که دیات تمام صدمهها از سوی دادگاه تعیین شده و توسط محکومعلیه به محکومله پرداخت گردیده است. بنابراین دیههای سابق از بین نمیرود و بعد از فوت، دیه نفس قابل مطالبه است.
مستندات قانونی
ماده 299 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 | ماده 477 قانون آیین دادرسی کیفری | ماده 528 قانون مجازات اسلامی