صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
در خصوص تعارض قرارهای نهایی شکلی و ماهوی کدام یک مقدم است؟ به عنوان مثال پروندهای با موضوع جعل در دادسرا مطرح گردیده که مربوط به سال ۱۳۷۸ میباشد مقام قضایی با بررسی شکواییه پرونده نظر به جرم نبودن رفتار مجرمانه دارد (قرار منع تعقیب) و از طرفی با ایراد و مرور زمان مواجه است (قرار موقوفی تعقیب)؛ صدور کدام قرار مقدم میباشد؟
نظر هیئت عالی
اگر مقام قضایی در بادی امر تشخیص داد که رفتار مورد ادعای شاکی به فرض صحت و اثبات اساساً جرم نیست، موضوع مشمول بحث مرور زمان جرائم نخواهد بود و تخصصاً از این بحث خارج است و باید قرار ماهوی منع تعقیب صادر گردد به عبارت دیگر نمیتوان عملی را که اساساً جرم انگاری نشده با معیار ماده 105 قانون مجازات اسلامی که درباره جرائم، تصویب شده مورد قضاوت قرار داد.
نظر اکثریت
صدور قرار شکلی مقدم بر قرار ماهوی میباشد زیرا اگر مانع شکلی وجود داشته باشد قاضی حق ورود در ماهیت پرونده نداشته تا در خصوص جرم بودن یا نبودن موضوع معنونه اظهار نظر کند اولاً اینکه اکثریت معتقدند در خصوص اینکه چنانچه مقام قضایی فاقد صلاحیت ذاتی یا محلی در خصوص موضوع مورد شکایت باشد، صرف نظر از اینکه رفتار مجرمانه جرم باشد یا نباشد قرار عدم صلاحیت که یک قرار شکلی است مقدم بر قرار ماهوی منع تعقیب میباشد مثلاً ممکن است قاضی در دادسرا در خصوص جرم منافی عفت با توجه به شکایت شاکی عقیده به منع تعقیب به لحاظ جرم نبودن عمل داشته باشد(مثلاً علقه زوجیت فی مابین مرد و زن وجود دارد) ولی به علت فقدان صلاحیت ذاتی حق ورود و اظهار نظر ندارد و باید پرونده به دادگاه صالح جهت رسیدگی ارسال شود و همچنین اگر قاضی دادسرا صلاحیت محلی جهت رسیدگی به موضوع شکایت را نداشته باشد صرفاً در حدود ماده ۱۱۷ قانون آیین دادرسی کیفری ۹۲ میتوانند اقدام کنند و در غیر این صورت نمیتواند به لحاظ جرم نبودن عمل قرار منع تعقیب صادر نماید. ثانیاً در صورت اینکه بپذیریم مقام قضایی حق ورود در ماهیت کند و پس از شکواییه شاکی میتواند اظهار نظر ماهوی نماید، در این خصوص حد یقفی وجود ندارد به عنوان مثال شاکی شکایت جرم مطرح کرده لکن متهم نظریه کارشناسی دادگاه حقوقی مبنی بر عدم تحقق جرم در خصوص موضوع شکایت را ارائه میکند و ممکن است شاکی به این نظریه اعتراض داشته باشد یا خواهان ارجاع کارشناسی جدید باشد و همین طور هیئت کارشناسی سه و پنج نفره به قاضی در حال رسیدگی است در حالی که مانع شکلی مرور زمان مواجه میباشد؛ لذا مقام قضایی مکلف است بررسی کند آیا رفتار مجرمانه در قانون جرم انگاری شده است یا خیر و چنانچه پاسخ مثبت بود و با مانع شکلی مواجه بودیم باید قرار موقوفی تعقیب صادر شود هر چند مقام قضایی پس از استماع شکایت شاکی معتقد باشد رفتار مجرمانه مشتکی عنه جرم نمیباشد نتیجه آنکه باید تفکیک کنیم به این حالتی که اساساً رفتار مجرمانه در قانون جرم انگاری نشده است مانند شکایت شاکی تحت عنوان «غیبت» در ۱۰ سال پیش در این خصوص با توجه به اینکه «غیبت» هر چند یک گناه کبیره محسوب میشود ولی به علت عدم جرم انگاری در قانون کیفری ایران میبایست قرار منع تعقیب صادر شود اما حالتیکه رفتار مجرمانه در قانون کیفری ایران جرم انگاری شده مثل جعل و با ایراد مرور زمان مواجه هستیم باید قرار موقوفی تعقیب صادر شود صرف نظر از اینکه رفتار مشتکی عنه جرم بوده، لذا ترتیب قرارها به شرح ذیل میباشد: 1. قرار منع تعقیب (به علت عدم جرم انگاری در قوانین کیفری ایران) 2. قرار موقوفی تعقیب (به استناد ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری ۹۲) 3. قرار منع تعقیب (به علت فقدان وصف مجرمانه بودن رفتار مشتکیعنه یا عدم انتساب رفتار مجرمانه به وی)
نظر اقلیت
صدور قرار ماهوی در فرضی که مقام قضایی قائل به عدم تحقق رفتار مجرمانه میباشد مقدم بر قرار ماهوی به لحاظ ایراد مرور زمان میباشد زیرا اساساً در فرضی که رفتار مجرمانه با استماع شکایت شاکی جرم نبوده، قرار موقوفی تعقیب فاقد وجاهت قانونی میباشد و لذا مقام قضایی ابتدا مکلف است بررسی کند آیا رفتار مجرمانه در قانون جرم انگاری شده است یا خیر و آیا این رفتار مشتکیعنه مصداق موضوع شکایت شاکی میباشد یا خیر چنانچه پاسخ هر دو سوال مثبت بود قرار موقوفی تعقیب صادر گردد نتیجه آنکه مقام قضایی ابتداً به بررسی جرم انگاری و جرم بودن رفتارمشتکی عنه (صرفنظر از انتساب یا عدم انتساب به وی) می ردازد سپس امور شکلی را بررسی میکند و در نهایت به سنجش ادله در خصوص انتساب رفتار مجرمانه به مشتکیعنه میپردازد. لذا ترتیب قرار به این نحو میشود: 1. قرار منع تعقیب (به علت عدم جرم انگاری در قانون یا جرم نبودن رفتار مشتکیعنه پس از بررسی توسط مقام قضایی) 2. قرار موقوفی تعقیب (ماده ۱۳ قانون آیین دادرسی کیفری ۹۲) 3. قرار منع تعقیب (به علت عدم انتساب رفتار مجرمانه به مشتکیعنه)
کلمات کلیدی
مستندات قانونی
ماده 13 قانون آیین دادرسی کیفری | ماده 265 قانون آیین دادرسی کیفری