صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
چنانچه در حین رسیدگی به دعوی اثبات عقد بیع یا غیره، مالکیت رسمی مبیع به شخصی غیر از خوانده انتقال یابد آیا از ایرادات شکلی و نقص محسوب میشود؟
نظر هیئت عالی
دعوی باید در طول جریان دادرسی متوجه خوانده باشد و زایل شدن سمت خوانده یا عدم توجه دعوی بدوی در در طول رسیدگی موجب رد دعوی به استناد ماده 84 آیین دادرسی مدنی خواهد شد با این وصف با انتقال موضوع مال عقد بیع به دیگری از سوی خوانده موجب رد دعوی خواهان خواهد شد و خواهان به منظور جلوگیری از چنین واقعهای باید از نهادهای تأمینی مانند دستور موقت منع نقل و انتقال استفاده تا موجبات تضییع حقوق وی نشود و در نتیجه نظریه اقلیت در حدود دیدگاه مذکور مطلوب است.
نظر اکثریت
کمیسیون مشورتی قانون آیین دادرسی مدنی در نظریه ای مقرر میدارد: اگر ملک مورد دعوی در جریان دادرسی از طرف خواهان به شخص ثالثی منتقل شود انتقال گیرنده میتواند مستنداً به بند ۶ ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی و تبصره ماده ۴۲ قانون ثبت اسناد و املاک، به قائم مقامی خواهان دعوی را تغییر دهد و دادگاه باید او را به عنوان قائم مقام خواهان به دادرسی دعوت کند مگر اینکه از تعقیب دعوا منصرف شود توضیح آنکه انتقال به غیر یا قهری است و یا ارادی. در صورتی که در پروندهای مبیع قهراً به غیر منتقل شود پرونده تا حضور قائممقام ذی نفع متوقف میشود حال اگر انتقال به غیر به صورت ارادی باشد نیز صرفنظر از مواردی همچون دعوی طلاق و تمکین که تعهدات قائم به شخص است و بحث قائممقامی منتفی است ولیکن در سایر دعاوی مثل املاک بحث قائم مقامی میتواند مورد پذیرش واقع شود. کما اینکه بند ۶ ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی بیان میدارد: در صورتی که دعوای طرح شده سابقاً بین همان اشخاص یا اشخاصی که اصحاب دعوا قائم مقام آن هستند رسیدگی شده و نسبت به آن حکم قطعی صادر شده باشد مورد از موارد رد دعوی است چرا که اعتبار امر مختومه دارد بنابراین این بند تصریح دارد که زمانی که رای صادر شد قائم مقام نمیتواند طرح دعوی کند پس با مفهون آن این است که میتوان گفت بین زمان طرح دادخواست تا صدور رای هم میتوانیم قائم مقام را بپذیریم همچنین ماده ۴۲ قانون ثبت اسناد و املاک مقرر میدارد: هرگاه مورد انتقال ملکی باشد که نسبت به آن عرضحال اعتراض شده است انتقال دهنده مکلف است در حین انتقال، انتقال گیرنده را از ورود معترض و در ظرف ده روز از تاریخ انتقال معترض را از وقوع انتقال و اسم منتقل الیه و انتقال گیرنده به وسیله اظهارنامه رسمی مسبوق نماید ... منتقل الیه به محض ابلاغ اظهارنامه در مقابل معترض (یعنی خوانده در مقابل خواهان ) قائم مقام انتقال دهنده شده و دعوی بدون تجدید عرضحال به طرفیت حقوق جریان خواهد یافت بنابراین خوانده خود به خود قائم مقام مالک می شود و دعوا را به طرفیت خواهان ادامه میدهد فلذا در فرض سوال دادگاه باید راساْ انتقال گیرنده را وارد جریان دادرسی نماید.
نظر اقلیت
دادخواست باید به طور صحیح مطرح شود و شرایط قانونی مخصوصی را داشته باشد و در ادامه نیز صحت آن پایدار باشد در فرض پرونده حتی در صورت صدور رای دادنامه قابلیت اجرا نخواهد داشت قانونگذار در زمینه انتقال قهری به مقوله قائممقامی تصریح دارد در حالیکه در بحث انتقال ارادی هیچ گونه تصریحی به قائممقامی در قانون وجود ندارد و لذا در این مقوله بحث قائممقامی پذیرفته نیست بنابراین با توجه به اینکه در فرض سؤال، منتقلالیه طرف دعوا قرار نگرفته است دادخواست ناقص محسوب و بایستی به خواهان اخطار رفع نقص صادر و در صودت عدم رفع نقص از سوی خواهان ظرف مهلت مقرر قرار رد دعوی صادر شود و یا با توجه به اینکه دعوی قانوناً صحیح مطرح نشده قرار عدم استماع دعوی صادر گردد.
مستندات قانونی
ماده 34 قانون اجرای احکام مدنی