صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
آیا رعایت مصلحت طفل میتواند موجب زایل شـدن حق اولیـای وی شـود؟ به عنوان مثال بین مرد و زنی اختلاف ایجاد شده و منجربه طلاق میشود. آنها پسربچه پنجساله خود را جهت سرپرستی به خانواده دیگری که فاقد فرزند هستند، میسپارند و برای آن خانواده حکم سرپرستی و حضانت صادر میشود. بعد از مدتی زن و شوهر طلاق گرفته به یکدیگر رجوع میکنند و اگرچه خواهان استرداد فرزند خویش نیستند اما طی دادخواستی به دادگاه خانواده تقاضای ملاقات با طفل خویش را مینمایند. خانواده طفل که هم اکنون سرپرستی وی را عهدهدار هستند و از بدو کودکی تاکنون او را نگهداری کردهاند اظهار میدارند طفل تصور میکند که آنها پدر و مادر واقعی او میباشند که از وی نگهداری میکنند و چنانچه پدر و مادر واقعی طفل بخواهند به طور مرتب با یک برنامه زمانبندی مشخص ملاقات کنند، طفل دچار آسیبهای روحی و روانی و تزلزل در شخصیت و هویت خویش میشود آیا دادگاه خانواده میتواند با همین استدلال و در جهت رعایت مصلحت طفل حق ملاقات اولیای واقعی طفل را از وی سلب کند؟
نظر هیئت عالی
موضوع سؤال با مقررات قانونی در خصوص ملاقات فرزندان مشترک اختلاف فاحش دارد. در اینجا پدر و مادری بدون رعایت مصلحت فرزندشان و صرفاً روی اختلافات حاصله از هم جدا میشوند و هیچ کدام حاضر به نگهداری فرزند مشترکشان نیستند و در نهایت فرزند آنها به اشخاصی سپرده میشود. مسلماً برای تحویل بچه پنج ساله به افرادی که فاقد فرزند هستند احتیاط لازم معمول و تحت شرایط خاص سرپرستی طفل به آنها واگذار میشود. حال اگر پس از مدتی پدر و مادر هوس ملاقات فرزندشان را داشته باشند اجازه ملاقات صرفاً با رعایت غبطه و مصلحت طفل بوده و دادگاه باید با رعایت جوانب قضیه و عندالاقتضا حسب نظر روانکاو و سایر متخصصین مربوط اجازه ملاقات به پدر و مادر واقعی وی بدهد. درهر حال با توجه به وضع خاص پیش آمده نمیتوان گفت محکمه سرپرستان فعلی را مجبور به ملاقات والدین واقعی با طفل خواهد کرد زیرا: باید توجه داشت که قضاوت در این مسئله امری است بسیار خطیر که باید برای اتخاذ تصمیـم دقت کافی کرد و تمـام جوانب قضیه را سنجید. در اینجا باید هم حقوق طفل و مصالح و منافع وی مدنظر باشد و هم جانب احساسات و عواطف والدین را مورد لحاظ قرار داد. بدیهی است پدر و مادری که فرزند ناتوان خود را در ایامی که نیاز وافر به محبت و حضانت والدین دارد رها کرده و پس از چند سال از کرده خود پشیمان میشوند باید پیآمدهای این عمل را تحمل کنند. به علاوه رابطهیی که فرزند با سرپرستان خود حاصل میکند امری سرسری نیست که بتوان به نحو سادهای با آن برخورد کرد. البته هر چند که والدین مرتکب خطا و جفا شدهاند ولی قاضی قضیه باید به احساسات و عواطف طرفین توجه کافی مبذول دارد و با اقداماتی که قبلاً تذکر داده شد حکم مقتضی را با در نظر داشتن جمیع مصالح و منافع و عواطف طفل و احساسات و حقوق والدین صادر کند.
نظر اکثریت
اعمال مصلحت طفل نمیتواند موجب زایل شدن حق ملاقات اولیای وی با او شود به لحاظ اینکه حق طبیعی و احساسی و واقعی پدر و مادر است که با فرزند خویش ملاقات کنند. چهبسا آن فرزند در سنین بالاتر متوجه موضوع شود و صدمات جبرانناپذیر بیشتری بر او وارد شود. لذا نمیتوان پدر و مادر واقعی را از ملاقات با وی منع کرد.
نظر اقلیت
اقلیت همکاران استدلال خانوادهی طفل را که هم اکنون سرپرستی وی را عهدهدار هستند، پذیرفته و استدلال میکنند که رعایت مصلحت طفل جهت پیشگیری از ورود آسیبهای روحی و روانی و جلوگیری از ایجاد تزلزل در شخصیت و هویت وی ایجاب میکند که حق ملاقات پدر و مادر واقعی با او از آنان سلب شود.