صورت‌جلسه نشست قضائی

برگزار شده توسط:استان خراسان رضوی/ شهر کاشمر
تاریخ برگزاری:۱۳۸۴/۰۱/۲۶
موضوع:فسخ معامله و آثار آن

پرسش

خواهان تقاضای فسخ معامله‌ای را از دادگاه کرده و به دادخواست تقدیمی تمبر قانونی الصاق نموده است. در دادخواست تنها فسخ معامله را خواسته است. اولاً: آیا دادگاه ملزم است که در مورد استرداد مبیع و ثمن هم حکم صادر کند یا تنها به صدور حکم فسخ که اعلامی است اکتفا می‌کند؟ ثانیاً: اگر مبیع به غیر منتقل شده باشد تکلیف چیست؟

نظر هیئت عالی

درخواست فسخ معامله منوط به تحقق امری است که در مبایعه‌نامه ذکر شده است. گذشته از این فسخ معامله و تجویز آن در قانون مدنی مفصلاً ذکر شده است. به هر تقدیر در صورت درخواست فسخ معامله، دادرس دادگاه با رسیدگی‌های لازم و احراز صحت ادعای مدعی حکم به فسخ معامله می‌دهد در این‌صورت مبیع باید به تصرف بایع داده شود. در صورتی‌که طرفین به فسخ معامله راضی باشند موردی برای مراجعه آنها به دادگاه نیست. باید اضافه کرد در صورتی که قبل از فسخ معامله مشتری مبیع را به دیگری انتقال دهد این انتقال در حکم تلف مبیع است و مشتری باید بدل و یا قیمت واقعی ملک را به بایع بدهد و معاملات بعدی چون با عقد صحیح صورت گرفته به قوت خود باقی می‌باشند.

نظر اکثریت

با توجه به این‌که اثر فسخ از زمان اعلام فسخ است، تنها معامله اول فسخ شده و معاملات بعدی به قوت خود باقی است. آقای دکتر امامی هم اثر فسخ و اقاله را از زمان فسخ و اقاله دانسته‌اند نه از زمان عقد. بنابراین، فسخ اثر قهقرایی ندارد بلکه اثر ابطال معاملات ماقبل را باطل می‌کند و اثر آن قهقرایی است. در فرض سؤال اگر خواسته خواهان تنها فسخ معامله بوده و در متن دادخواست یا در جلسه اول دادگاه، خواهان استرداد مبیع و ثمن را نخواسته دادگاه در چهارچوب خواسته حکم صادر می‌کند و صدور حکم فسخ جنبه اعلامی ‌دارد. خواهان ناچار است برای استرداد مبیع اگر نزد مشتری است مبادرت به تقدیم دادخواست دیگری نماید اگر به غیر منتقل شده مثل یا قیمت را نیز مطالبه کند.

نظر اقلیت

با توجه به این‌که مشتری با وجود خیار فسخ حق واگذاری به غیر را نداشته کلیه معاملات بعدی کان‌لم‌یکن تلقی و مبیع به بایع و ثمن به مشتری مسترد می‌شود. البته نیازمند تقدیم دادخواست مجدد مبنی بر استرداد مبیع و یا ثمن از طرف خواهان است.

مبحث

کلمات کلیدی

مستندات قانونی

* قانون مدنی

فسخ معامله و آثار آن | نشست قضایی | قضا