صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمل دادخواستی به طرفیت شهرداری (شخصیت حقوقی) و یک نفـر دیگر (شخص حقیقی) تقدیم داشته است. خواسته خواهان صدور حکم به ابطال پروانه سـاختمانی صادره از سوی شهرداری آمل که خوانده ردیف دوم (شخص حقیقی) با استفاده از آن ساختمان چند طبقهای را در جنب یا روبروی ساختمان سپاه پاسداران آمل احداث کرده است و همچنین قلع وقمع اعیانی احداثی میباشد. دادگاه به این استدلال که رسیدگی به شکایات و تظلمات اشخاص حقیقـی یا حقوقی نسبت به تصمیمات و اقدامات شهرداریها در صلاحیت دیـوان عـدالت اداری اسـت بـه استناد بند (1) ماده 11 قانون دیوان عدالت اداری (درقسمت مربوط به ابطـال پروانـه) قـرار عـدم صلاحیت صادرکرده و در قسمت دوم (قلع وقمع بنای احداثی) خود را صالح بـه رسـیدگی دانسـته است. دیوان عدالت اداری نیز به استناد رأی شـماره 39 -38 -37 -1368/7/10هیـأت عمـومی دیوان عدالت اداری که اشعار میدارد: «شکایات و اعتراضات واحدهای دولتی در هـیچ مـوردقابـل طرح و رسیدگی در شعب دیوان عدالت اداری نیست» به استنادماده 21 قانون آیین دادرسی دیوان عدالت اداری از خود سلب صلاحیت و محاکم عمومی آمل را صالح برای رسیدگی اعلام کرده است و پرونده را به منظور حل اختلاف به دیوان عالی کشور ارسال کرده است و آن دیوان نیز محاکم عمومی آمل را صالح تشخیص داده است. وکیل خوانده ردیف دوم (شخص حقوقی) پس از اعـاده پاسـخ از دیوان عالی کشوردفاع کرده است که با توجه به اصل تفکیک قوا، قوه قضاییه نمیتواند تصـمیمات متخذه از سوی شهرداری و یا دیگر قوا را باطل کند مگر موارد استثنایی کـه قانونگـذار اجـازه آن را صادر کند از جمله تشکیل دیوان عدالت اداری که اصل و فلسفه وجودی آن امری استثنایی اسـت. از طرفی وفق رأی وحدت رویه شماره 63 -43 -138/8/3دیوان عدالت اداری و نظریـه مشـورتی اداره حقوقی شماره 551/7 -1381/1/2، دستگاهها و سازمانهای دولتـی بـه عنـوان شـاکی حـق اعتراض از تصمیمات دولتی را در دیوان عدالت اداری ندارند؛ لذا اصل تفکیک قـوا، عـدم صـلاحیت محاکم عمومی در ابطال تصمیمات اداری است. حال با عنایت به مراتب فوق دادگاه زمانی میتوانـد دستور (حکم) به قلع وقمع بنای احداثی بدهد که بدواً پروانه صادره از سوی شهرداری ابطال شود و چون دادگاه نمیتواند پروانه را باطل اعلام کند (اگر نتواند باطل اعلام کند) تکلیف چیست؟
نظر هیئت عالی
در خصوص سؤال مطروحه اگرچه چگونگی دعوای سپاه پاسداران برای قلع و قمع بنای همجوار اعلام نشـده، آنچـه محـرز اسـت محاکم دادگستری نمیتوانند پروانه صادره از طرف شهرداری را ابطال کنند و این موضـوع در صلاحیت دیوان عدالت اداری است. در نهایت چون دعوای قلع و قمع بنا در میان بوده رسیدگی به آن در صلاحیت محاکم دادگستری است. از طرفی دیوان عدالت اداری، سازمانهای دولتی را بهعنوان شاکی نمـیپـذیرد و بـا وضـع موجود در هر صورت دعوای سپاه پاسداران محکوم به رد است.
نظر اکثریت
با توجه به صلاحیت عام محاکم دادگستری و نظر به رأی دیوان عـالی کشـور دادگـاه حقـوقی آمل صلاحیت رسیدگی به دعوای معنونه را دارد و در صورتیکه پس از رسیدگیهای معمـول نظر به ابطال پروانه صادره شهرداری داشته باشد میتواند حکم به ابطال آن و یـا حکـم بـه رد دعوای خواهان صادر کند. دادگاه در صورت صدور حکم بـه ابطـال پروانـه صـادره از سـوی شهرداری میتواند حکم به قلع و قمع بنای احداثی بدهد چرا که این دعوا در صلاحیت دادگاه است.
نظر اقلیت
اقلیت قضات در خصوص صلاحیت عام دادگاه با نظر اکثریت هم عقیده بودند اما در قسـمت صدور حکم به قلع و قمع بنای احداثی پس از صدور حکم به ابطال پروانۀ سـاختمانی معتقـد بودند که دادگاه نمیتواند حکم به قلع و قمع بنای احداثی صادر کند چرا کـه اولاً: خوانـده در ملک خویش بنا احداث کـرده اسـت. ثانیـاً: ایـن وظیفـه بر اسـاس مقـررات مـاده 100 قـانون شهرداری به عهده کمیسیون ماده صد شهرداری نهاده شده است و شهرداری وظیفـه دارد پـس از رأی قطعی دادگاه مبنی بر ابطال هزینه پروانه ساختمانی مورد نزاع پرونـده را جهـت قلـع و قمع بنای احداثی به کمیسیون ماده صد شهرداری ارجاع دهد.
مبحث
مستندات قانونی
* قانون آیین دادرسی مدنی