صورت‌جلسه نشست قضائی

کد نشست:۱۴۰۲-۹۵۹۲
برگزار شده توسط:استان قم/ شهر قم
تاریخ برگزاری:۱۳۹۸/۰۷/۰۴
موضوع:ملاک در محاسبه مهلت تجدیدنظرخواهی در موارد تعدد وکلاء

پرسش

در پرونده‌ای یکی از اصحاب دعوی، دارای دو وکیل می‌باشد که وکلای مذکور مجتمعات و منفرداً حق وکالت دارند. دادنامه به وکلای مذکور در تاریخ‌های متفاوت ابلاغ شده است (با این فرض که وکلا حق تجدیدنظرخواهی داشته‌اند) ملاک در محاسبه مهلت تجدیدنظرخواهی طرف مذکور ابلاغ به کدام‌یک از وکلا می‌باشد؟ آیا ملاک، ابلاغ به وکیلی است که اولین ابلاغ به وی صورت گرفته است یا وکیلی که آخرین ابلاغ به وی شده است؟

نظر هیئت عالی

نظریه اکثریت مورد تائید هیأت عالی است؛ با این توضیح که ملاک در محاسبه مهلت اعتراض و تجدیدنظرخواهی، ابلاغ به وکیلی است که دارای حق تجدیدنظرخواهی است و اولین ابلاغ به وی صورت گرفته است.

نظر اکثریت

ملاک در محاسبه مهلت تجدیدنظرخواهی، ابلاغ به وکیلی است که اولین ابلاغ به وی صورت گرفته است. مبانی نظریه اکثریت: 1- تفویض حق اقدام انفرادی به هریک از وکلاء توسط موکل به معنای این است که با اقدام هریک از آن‌ها دیگری حق اقدام نخواهد داشت چون موضوع وکالت از بین می‌رود. 2- طبق تبصره ماده 47 قانون آیین دادرسی مدنی و مفهوم ماده 46 قانون مذکور، ابلاغ رأی به وکیل ضروری می‌باشد (با رعایت مقررات تبصره مذکور). 3- ابلاغ به وکیل به‌منزله ابلاغ به موکل است و نتیجه آن، این است که وقتی رأی به یکی از وکلاء ابلاغ شد به معنای آن است که به موکل، ابلاغ شده است. 4- اولین ابلاغ رأی به یکی از وکلاء باید اثر داشته باشد والا فاقد معنا می‌باشد و یکی از آثار آن این است که ابتدای مهلت تجدیدنظر از آن تاریخ، محاسبه شود. 5- حق انتخاب دو وکیل و استفاده از این حق توسط یکی از طرفین نباید موجب ورود ضرر به طرف دیگر شود و اینکه بگوییم چون طرف دارای دو وکیل است؛ لذا مهلت تجدیدنظرخواهی وی از تاریخ ابلاغ دوم محاسبه گردد. این مانع قطعیت رأی و به تأخیر افتادن قطعیت آن می‌شود و در نتیجه باعث ورود ضرر به طرف دیگر است که قطعی شدن رأی به نفع وی می‌باشد. 6- حق انتخاب دو وکیل توسط یکی از طرفین به معنای اعطای دو حق تجدیدنظرخواهی به آن شخص نمی‌باشد و اینکه آن شخص بتواند هم با لحاظ ابلاغ اول مهلت تجدیدنظر داشته باشد و هم با لحاظ ابلاغ دوم این امر موجب ضرر به حقوق طرف دیگر می‌باشد. نتیجه: با توجه به جمیع مراتب این نکته به دست می‌آید که لازم است در احتساب مهلت تجدیدنظرخواهی، ابلاغ به وکیلی را ملاک قرار دهیم که اولین ابلاغ به وی صورت گرفته است.

نظر اقلیت

ملاک در محاسبه مهلت تجدیدنظرخواهی، ابلاغ به وکیلی است که آخرین ابلاغ به وی صورت گرفته است. مبانی نظریه اقلیت: 1- با توجه به اینکه موکل دارای دو وکیل می‌باشد ابلاغ رأی به هر دو وکیل ضرورت دارد و چطور ممکن است که ابلاغ به هر دو وکیل را لازم بدانیم؛ اما ابلاغ دوم را ملاک قرار ندهیم و معنای ملاک قرار ندادن ابلاغ دوم ، بلااثر و بی‌خاصیت بودن ابلاغ دوم می‌باشد. 2- هدف موکل از انتخاب دو وکیل این است که محکم‌کاری نماید و اگر یک وکیل غفلت نمود وکیل دوم از حقوق وی دفاع نماید و لازمه آن این است که وکیل دوم (وکیلی که آخرین ابلاغ به وی صورت گرفته است) بتواند ظرف مهلت قانونی از تاریخ ابلاغ به خود نسبت به تجدیدنظرخواهی اقدام نماید. 3- ملاک قرار دادن ابلاغ دوم ، موافق بااحتیاط است برای جلوگیری از ورود ضرر. 4- انتخاب دو وکیل جزو حقوق مکتسبه شخص برای دعوی می‌باشد و نتیجه آن این است که به هر دو وکیل باید رأی ابلاغ شود و هر دو ابلاغ دارای اثر باشد و اینکه بگوییم ابلاغ دوم بلااثر است مخالف حقوق مکتسبه موکل می‌باشد. 5- انتخاب دو وکیل با اعطای اقدام انفرادی به آن‌ها به معنای این است که به هر دو وکیل حق تجدیدنظرخواهی داده شده است؛ لذا هر دو وکیل با لحاظ تاریخ ابلاغ به آن‌ها حق تجدیدنظرخواهی دارند و اگر بگوییم ملاک، ابلاغ اول است این امر موجب از بین رفتن حق موکل در تفویض اختیار به وکیل دیگر برای تجدیدنظرخواهی است. 6- با تنقیح مناط از ماده 447 قانون آیین دادرسی مدنی نیز می‌توان گفت ملاک، ابلاغ دوم است. 7- نظریه مشورتی شماره 1797/93/7 مورخ 21/5/1393 نیز مؤید نظریه اقلیت می‌باشد.

مبحث

کلمات کلیدی

مستندات قانونی

ماده 31 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 336 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 447 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی | ماده 44 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 46 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 47 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 656 قانون مدنی | ماده 669 قانون مدنی

ملاک در محاسبه مهلت تجدیدنظرخواهی در موارد تعدد وکلاء | نشست قضایی | قضا