صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
زوج به زوجه وکالت بلاعزل برای مطلقه نمودن خود داده است زوجه با استفاده از وکالت فوق دادخواست طلاق مطرح و پس از صدور حکم و جری تشریفات قانونی صیغه طلاق خلعی جاری شده، اما زوجه در ایام عده؛ مابذل رجوع نموده و زوج نیز از طلاق رجوع کرده است حال سوالاتی به شرح ذیل مطرح میباشد: 1. آیا زوجه میتواند مجدداً به استناد وکالتنامه قبلی که زوج به ایشان داده بود دادخواست طلاق دهد یا موضوع وکالت با اقدام اولیه زوجه منتفی شده است . 2. در فرض سوال فوق اگر با استفاده از وکالت اعطایی صیغه طلاق جاری ولی بعد از آن دیوان عالی کشور رای اصداری را نقض نماید آیا وکالت اعطایی همچنان معتبر بوده و زوجه میتواند مجدد با استفاده از این وکالت دادخواست طلاق مطرح نماید؟ 3. زوج به زوجه وکالت بلاعزل برای مطلقه نمودن خود داده است. زوجه درخواست صدور گواهی عدم امکان سازش جهت استفاده از وکالت اعطایی را دارد زوج در جلسه رسیدگی حاضر و با تقدیم سند رسمی اعلام نموده به وکیل اول که همان زوجه میباشد وکیل دیگری ضم نموده و وکلا حق اقدام انفرادی را ندارند. لذا زوجه حق اقدام برای طلاق به صورت انفرادی را ندارد درخواست رد دادخواست را نموده است؛ به نظر شما آیا در چنین وکالت نامههایی ضم وکیل و محدود کردن اختیارات وکیل اول معتبر میباشد؟
نظر هیئت عالی
با رجوع یا نقض حکم طلاق، رابطه زوجیت ادامه یافته و امکان استفاده از وکالت وجود داشته و به قوت خود باقی خواهد بود. مطابق رأی شماره 140331390002093344 هیئت عمومی دیوان عدالت اداری و نظریه شماره 43954/ 102 مورخ 12/8/1403 شورای نگهبان انعقاد عقد وکالت به صورت بلاعزل مانع آن نیست که موکل، امین یا وکیل دیگری را به وکیل قبلی ضم نماید. مگر آنکه موکل حق عزل وکیل، حق ضم امین یا وکیل دیگر به وکیل قبلی را ساقط نموده باشد. بر این اساس نظر اکثریت تا حدی که با این نظر موافقت دارد تأیید میشود.
نظر اکثریت
جواب بند 1 و 2: ماده ۶۸۳ ق م مقرر میدارد هر گاه متعلق وکالت از بین برود وکالت منفسخ میشود و مطابق ماده ۶۷۸ ق م: وکالت به طرق ۱- به عزل موکل؛ ۲- به استعفای وکیل؛ ۳- به موت یا جنون وکیل یا موکل مرتفع میشود از طرفی صرف اجرای صیغه طلاق متعلق وکالت که نکاح بوده را از بین نمیبرد زیرا نکاح هنوز از بین نرفته و از بین رفتن آن منوط و مشروط به مضی مدت عده و عدم مراجعه زوج به زوجه در طلاق رجعی میباشد که در مانحن فیه رجوع مجدد زوجه به بذل طلاق را به رجعی تبدیل و متعاقب آن رجوع زوج به زوجه وقوع طلاق را منتفی و نکاح را احیاء مینماید پس متعلق وکالت از بین نرفته است و هیچ کدام از بندهای 2 و 3 ماده 678 نیز به وقوع نپیوسته است و بند 1 نیز با توجه به بلاعزل بودن وکالت سالبه به انتفاء موضوع میباشد مویداً به نظریه مشورتی 7/93/447 مورخه 13930229 که مقرر میدارد: با رجوع رابطه زوجیت به حالت اول باز میگردد چون موضوع وکالت به نحو کامل محقق نشده است و بنابراین وکالت ضمن عقد نکاح کماکان به اعتبار خود باقی است. و مطابق استدلال مذکور حکمی که به موجب آن طلاق میبایست جاری گردد با حکم دیوان عالی کشور منتفی گردیده است و تا نکاح جریان دارد متعلق وکالت از بین نرفته و وکالت نیز منفسخ نمیگردد جواب بند 3 : طبق قاعده اوفوا بالعقود و المومنون عند شروطهم عطف به العقود تابعه للقصود بلا عزل بودن وکالت مانع از سایر اختیارات موکل است چون : 1. عقد مبتنی بر شرایط زمان وقوع آن میباشد و نمیتوان پس از زمان وقوع عقد بدون اذن طرف دیگر عقد به آن شرطی اضافه نمود یا شرطی را از آن اسقاط کرد زیرا اگر موکل بخواهد اختیارات وکیل بلاعزل را محدود نماید عملی خلاف قصد طرفین در عقد وکالت انجام داده است و عمل خلاف قصد ممنوع است 2. موضوع ماده ۶۶۹ ق م نیز انصراف به زمان وقوع عقد دارد نه پس از وقوع عقد 3. وکالت در طلاق قائم به شخص است و ضم نمودن وکیل دیگر به وکیل بلاعزل خلاف این موضوع است . 4. ضم وکیل به وکیل اول و قید مجتمعاً خلاف روح حاکم بر وکالت بلاعزل است و خلاف مصالح عمومی میباشد . 5. سوء استفاده از حق موکل برای ضم وکیل ممنوع است و در مانحن فیه نیز در صورت ضم وکیل نوعی سوء استفاده محقق خواهد شد. 6. مشروطله میتواند شرطی را که به نفع وی شده اسقاط نماید ولی در مانحن فیه زوج مشروط له نیست بلکه مشروط علیه میباشد و نمیتواند وکالتی را که به نفع زوجه میباشد با رفتاری بلا اثر نماید. 7. اقدام به محدود نمودن اختیارات وکیل خلاف قاعده مندرج در ماده 11 ق م و بند دوم سند نکاح میباشد.
کلمات کلیدی
مستندات قانونی
ماده 669 قانون مدنی | ماده 678 قانون مدنی | ماده 683 قانون مدنی