صورت‌جلسه نشست قضائی

کد نشست:۱۴۰۱-۹۲۲۹
برگزار شده توسط:استان گلستان/ شهر گرگان
تاریخ برگزاری:۱۳۹۸/۰۳/۲۲
موضوع:نقض رای تجدیدنظر خواسته به لحاظ احراز مسئولیت بدون لحاظ عدم توجه به دعوا

پرسش

در دعوایی خواهان به طرفیت 1- اداره کل راه و شهرسازی و 2- اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای دادخواستی به خواسته جبران خسارت تقدیم داشته که پس از انجام کارشناسی و رسیدگی‌های لازم، محکمه بدوی حکم به محکومیت خوانده ردیف اول و حکم به بی حقی خواهان نسبت به خوانده ردیف دوم صادر نمود. نسبت به این دادنامه از سوی خوانده ردیف اول (محکوم علیه) تجدیدنظر خواهی به عمل آمده و دادخواست تجدیدنظر خواهی صرفاً به طرفیت خواهان دعوی بدوی (محکوم له) تقدیم شده است و در لایحه تجدیدنظر خواهی افزود که مسئولیت خسارت وارده اساساً متوجه وی نبوده بلکه متوجه خوانده ردیف دوم در دعوای بدوی (یعنی اداره کل راهداری و حمل و نقل جاده‌ای) می‌باشد. لطفاً در چنین وضعیتی مستدلاً و مستنداً به سوالات زیر پاسخ دهید الف) با توجه به اینکه خوانده ردیف دوم در مرحله تجدید نظر طرف دعوی قرار نگرفته و رسیدگی به دعوی تجدیدنظر خواه مستلزم استماع دفاعیات خوانده‌ی مذکور نیز می‌باشد. آیا چنین دادخواستی ناقص محسوب می‌شود؟ اگر ناقص است روش رفع نقص و مستند قانونی آن چیست؟ ب) در فرض رسیدگی به تجدیدنظر خواهی با وجود نقص و یا پس از رفع نقص و تکمیل آن، در صورتی که محکمه تجدیدنظر، اعتراض تجدیدنظر خواه را وارد بداند اگرچه می‌تواند رای را نسبت به وی نقض و بلحاظ عدم توجه دعوا، قرار رد صادر نماید لیکن آیا می‌تواند نسبت به خوانده ردیف دوم که چه بسا در مرحله تجدیدنظر طرف دعوا قرار نگرفته و رای تجدیدنظر خواسته نسبت به وی قطعی شده و اعتراضی از سوی خواهان بدوی به آن نشده، اظهارنظر نمود و بلحاظ احراز مسئولیت وی، رای را نسبت به او نقض و او را در حق خواهان بدوی محکوم نمود؟

نظر هیئت عالی

در فرض سوال، تجدید نظرخواهی محکوم‌علیه (خوانده ردیف اول) که نسبت به حکم محکومیت خود اعتراض نموده، به طور صحیح بعمل آمده و دادگاه تجدیدنظر به استناد ماده 349 ق.آ.د.م صرفاً به آنچه که مورد تجدیدنظر خواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته، رسیدگی می‌نماید، مگر اینکه وفق ماده 359 قانون مذکور رأی صادره قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به اشخاص دیگر قابلیت تسری داشته باشد و در فرض سوال چون نسبت به خوانده ردیف دوم در ماهیت امر حکم محکومیت صادر نگردیده، اثری بر وضعیت او مترتب نیست و در صورتی که دادنامه تجدیدنظر خواسته نسبت به خوانده ردیف اول نقض شده باشد، خواهان می‌تواند به طرق مقتضی از جمله اعاده دادرسی نسبت به حکم سابق مبنی بر بی‌حقی خوانده ردیف دوم اعتراض نماید.

نظر اکثریت

به استناد ماده 2 قانون آئین دادرسی مدنی، هیچ دادگاهی نمی‌تواند به دعوایی رسیدگی کند مگر اینکه شخص یا اشخاص ذی نفع رسیدگی به دعوا را برابر قانون درخواست نموده باشند. در موضوع سوال محکوم علیه دادخواست تجدید نظر را مطابق قانون تقدیم نموده است و به موجب آن نسبت به محکومیت خود معترض و تقاضای نقض رای بدوی را نموده است. بر اساس ماده 349 قانون فوق الذکر، مرجع تجدید نظر فقط به آنچه که مورد تجدید نظر خواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می‌نماید. در مانحن فیه، مرجع تجدید نظر چنانچه اساساً دعوی را متوجه اداره کل راه شهرسازی نداند، نسبت به نقض حکم محکومیت اقدام می‌نماید و تکلیفی در خصوص اداره کل راهداری ندارد مگر اینکه وفق ماده 359 آئین دادرسی مدنی رای صادره قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به آن نیز تسری خواهد داشت. ضمناً موضوع مشمول ماده 345 آئین دادرسی مدنی مبنی بر رفع نقص یا تجدید دادخواست نیز نمی‌باشد زیرا عدم قید اداره کل راهداری در دادخواست تجدید نظر از سوی تجدید نظر خواه، اساساً از موارد نقص دادخواست نمی‌باشد.

نظر اقلیت

صرفنظر از اینکه دادگاه بدوی به جهت عدم توجه دعوا به اداره کل راهداری می بایست «قرار» صادر می‌نمود نه «حکم» حال چنانچه مرجع تجدید نظر نسبت به نقض حکم محکومیت اداره کل راه و شهرسازی اقدام و قرار رد دعوا صادر می‌نماید و از سویی دیگر دعوای خواهان بدوی نسبت به اداره کل راهداری نیز با حکم بطلان صادر گردید که نتیجتاً خواهان بدوی را در موقعیت دشوار قرار می‌دهد که جهت پرهیز از این امر باید به این امر قائل بود که دادخواست تجدید نظر واجد ایراد و نقص می‌باشد و در راستای ماده 345 آئین دادرسی مدنی می‌بایست قرار رفع نقص صادر گردد.

مبحث

کلمات کلیدی

مستندات قانونی

ماده 2 قانون آئین دادرسی مدنی | ماده 345 قانون آئین دادرسی مدنی | ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی | ماده 349 قانون آئین دادرسی مدنی | ماده 359 قانون آئین دادرسی مدنی

نقض رای تجدیدنظر خواسته به لحاظ احراز مسئولیت بدون لحاظ عدم توجه به دعوا | نشست قضایی | قضا