صورتجلسه نشست قضائی
پرسش
چنانچه دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص موضوع حقوقی اقدام به صدور رأی غیابی کند و واخواه هزینه واخواهی را پرداخت نکرده باشد و با وصف صدور اخطار رفـع نقـص از سـوی مدیر دفتر دادگاه تجدیدنظر اقدامی از سوی واخواه برای رفع نقص به عمل نیاید چه تصمیمی اتخاذ خواهد شد و مرجع نیاز برای اتخاذ تصمیم مورد نظر کدام است؟
نظر هیئت عالی
بر حسب مقررات ماده 364 قانون آیین دادرسی مدنی هرگاه رأی مبنی بر محکومیت خوانده باشـد و خوانـده درهـیچیـک از مراحـل دادرسی حاضر نبوده و لایحه دفاعی یا اعتراضی به دادگاه ارسال نکـرده باشـد رأی دادگـاه تجدیدنظر ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ واقعی بـه محکـوم علیـه یـا وکیـل او قابـل اعتراض و رسیدگی در همان دادگاه تجدیدنظر است. با این شرح در صورتی که معترض دادخواست واخواهی ناقصی به دفتـر دادگـاه تجدیـدنظر بدهـد دفتر دادگاه ناچار از رفع نقص بوده و به همین منظور برای واخواه اخطار رفع نقص ارسال میدارد. در صورت عدم رفع نقص دادخواست، دادگاه تجدیدنظر با اتخـاذ مـلاک از تبصـره 2 مـاده 339 قانون آیین دادرسی مدنی قرار رد دادخواست واخواهی را صادر میکنـد و ایـن قـرار قطعی است.
نظر اکثریت
با توجه به ماده 356 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مـدنی مبنـی بـر ضرورت رعایت مقررات دادرسی مرحله بدوی در مرحله تجدیدنظر، با لحـاظ عمومـات مـواد 339 الی 347 خصوصاً مواد 341 و 345 همین قانون اولاً: مدیر دفتر دادگاه تجدیـدنظر مکلـف به تنظیم و ارسال اخطار رفع نقص بوده تا واخواه ملزم باشد در مهلـت مقـرر نسـبت بـه رفـع نقص اقدام کند زیرا لازمه ورود دادگاه تجدیدنظر به رسیدگی در مرحله واخواهی نیـز تکمیـل بودن دادخواست و نداشتن، عیب و نقص قانونی آن است. لذا دادخواستی که تمبر لازم قانونی به آن الصاق و ابطال نشده باشد، در دادگاه مطرح نشده و به جریـان نمـی افتـد. ثانیـاً: مقـررات مرحله بدوی، ناظر به مواد 53 و 56 قانون مذکور تکلیف مرجع یا مقام صـادرکننده قـرار رد را در فرض سؤال مشخص کرده است. بنابراین، مدیر دفتر (مدیر دفتر دادگاه تجدیدنظر که اخطـار رفع را صادر و ابلاغ نموده) حق صدور قرار رد دادخواست واخواهی را دارد. اگر این استدلال پذیرفته شود که دادگاه تجدیدنظر قرار رد را صادر کند در واقع با پذیرش آن واخواه را از یـک مرحله از رسیدگی محروم کرده ایم.
نظر اقلیت
دادگاه تجدیدنظر با صدور حکـم غیـابی در واقـع فـارغ از رسـیدگی نبـوده و بـا درخواسـت محکوم علیه غایب باید رسیدگی خویش را کامل کند البته در تسلیم دادخواست واخواهی، بایـد تمامی شرایط مربـوط بـه دادخواسـت و ضـمایم (از جملـه تمبر قـانونی) مراعـات شـود والّـا دادخواست به جریان نمیافتد. از سوی دیگر رعایت موازین مورد اشـاره در اصـل 365 قـانون آیین دادرسی مدنی امری اجتناب ناپذیر است ولی باید توجه داشت که در مرحله بـدوی و بـه منظور جریان یافتن دادخواست، اختیاراتی به مدیر دفتر تفویض شده است ولی این اختیـارات در فرضی که دادخواست در مرحله تجدیدنظر مطـرح گردیـد (مـواد 53 ،54 ،66) محـدود بـه تکالیف و وظایف مدیر دفتر در راستای تبصره 2 ماده 339 قانون آیین دادرسی خواهد شـد. بـه عبارتی باید از این ماده تأسی جست و نه از سایر مواد در جایی که مدیردفتر دادگاه بدوی، بـه دلیل عدم رفع نقص از دادخواست تجدیدنظرخواهی قادر به صدور قرار رد نیست و این قـرار وفق تبصره اشاره شده در فوق باید توسط دادگاه صادر شود بالطبع صدور قـرار رد در مرحلـه واخواهی نیز از اختیارات دادگاه تجدیدنظر است نه دفتر این دادگاه؛ طبعاً، چنین قراری قطعـی است.