صورت‌جلسه نشست قضائی

کد نشست:۱۴۰۱-۹۰۷۶
برگزار شده توسط:استان فارس/ شهر شیراز
تاریخ برگزاری:۱۳۹۹/۰۷/۲۴
موضوع:واگذاری موضوع اجاره به شخص ثالث و تقاضای تخلیه ملک توسط موجر به دلیل عدم پرداخت اجاره

پرسش

"الف" دارای چندین ملک مسکونی و تجاری بوده و طی قراردادهای اجاره‌ای آن‌ها را به آقای "ب" که به شغل تصدی بنگاه املاک اشتغال داشته به مبلغ اجاره ماهیانه اجاره می‌دهد. آقای "الف" نیز املاک مذکور را به افراد دیگری در قبال دریافت مبلغی به رهن می‌دهد. پس از مدتی به دلیل بدهی و عدم پرداخت اجور ماهیانه آقای" الف" تقاضای صدور دستور تخلیه املاک را به طرفیت "ب" مطرح نموده که با عنایت به دارا بودن شرایط قانونی دستور تخلیه صادر می‌گردد. آقای "ب" (متصدی بنگاه) به دلیل مشکلات مالی و عدم توانایی در بازپرداخت مبالغ رهن دریافتی متواری گردیده است و آقای "الف" تقاضای اجرای دستور تخلیه را نسبت به متصرفین ملک خواستار است؛ الف- با عنایت به اینکه آقای "ب" به شغل تصدی بنگاه املاک اشتغال داشته و آقای" الف" با علم به اینکه ایشان املاک را به افراد دیگری واگذار می‌نماید درخواست صدور دستور تخلیه به طرفیت آقای"ب" مطرح و دستور تخلیه صادر گردیده، آیا دستور مذکور موجه و مطابق قانون بوده و یا می‌بایست از دستور صادره عدول نمود و نامبرده به طرح دعوی به طرفیت "ب" و متصرفین جهت اخذ حکم تخلیه ارشاد گردد؟ ب- بر فرض اینکه دستور تخلیه صحیح بوده است با عنایت به اینکه متصرفین مبالغی را به عنوان رهن (وجه قرض‌الحسنه) در اختیار "ب" قرار داده و" الف" از این موضوع اطلاع داشته (هرچند وجه در اختیار بوده) آیا "الف" می‌بایست وجوه مستاجرین را تودیع نموده و سپس دستور تخلیه اجرا گردیده و متعاقباً جهت دریافت وجوه "الف" به "ب" مراجعه نماید یا دستور تخلیه اجرا شده و مستاجرین می‌بایست جهت دریافت مبالغ خود به "ب" رجوع نماید؟ ج- در فرض باقی بودن قرارداد بین مستاجرین و آقای "ب" آیا در پاسخ سؤالات فوق تغییری حادث می‌گردد؟

نظر هیئت عالی

نظر به اینکه املاک استیجاری شامل هر دو نوع مسکونی و تجاری است؛ در نوع مسکونی به موجب ماده 474 قانون مدنی اصل بر وجود اختیار مستأجر به اجاره دادن به غیر می‌باشد، مگر خلاف آن تصریح شده باشد. در املاک تجاری موضوع متفاوت است و مستأجر حق واگذاری به غیر ندارد، مگر تجویز شده باشد؛ ضمن اینکه در کلیه مواردی که مستأجر حق واگذاری مورد اجاره به غیر را دارد صرفاً می‌تواند با همان شرایطی که عقد اجاره خود را منعقد نموده، البته با تفاوت مبلغ اجاره به غیر واگذار کند؛ لیکن رهن دادن و یا اخذ ودیعه مسکن از طرف مستأجر برای اجاره دادن مورد اجاره به غیر، موضوع دیگری است که نیازمند تجویز صریح مالک اولیه را دارد؛ بنا به مراتب اولاً؛ در مواردی که مستأجر حق واگذاری به غیر را داشته و مستأجر قانونی دارای رابطه استیجاری با مالک نیز می‌باشد؛ ثانیاً؛ در صورت وجود موجبات تخلیه وفق قانون موجر و مستأجر مصوب 1376 که شرط اقدام آن انقضای مدت اجاره است، دستور تخلیه صحیح می‌باشد. لیکن چنانچه به اسباب دیگر مثل عدم پرداخت اجاره باشد باید دعوای تخلیه مطرح شود. ثالثاً؛ چنانچه مستأجر اول اختیار و اجازه اخذ ودیعه مسکن را نداشته، مالک وظیفه‌ای در پرداخت آن به مستأجر دوم در زمان تخلیه ندارد و مستأجر دوم پس از تخلیه بایستی به مستأجر اول مراجعه نماید.

نظر اکثریت

سؤال مطرح شده تنها تحت شمول قانون روابط موجر و مستأجر سال 1376 قرار دارد، زیرا دستور تخلیه تنها مربوط به قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 26/5/1376 می‌باشد. در فرض سؤال شخص "الف" می‌تواند دستور تخلیه طبق ماده 3 قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 1376 اخذ نماید؛ زیرا به عنوان قائم‌مقام می‌باشد. منتها در فرض سؤال شخص" الف" پولی دریافت ننموده که مکلف به استرداد باشد. در فرض سؤال، دستور تخلیه مواجه با اشکال قانونی نیست. اصل این است که به شخص اذن و اختیار داده شده و قانون مدنی مصوب 1/2/1307 نیز طبق ماده 474 این اختیار را به اشخاص داده است. نهایتاً می‌توانیم"الف" را قائم‌مقام محسوب نماییم و چون قائم‌مقام است رابطه قراردادی نیز لحاظ می‌شود با توجه به اینکه قانون مدنی اجازه انتقال را داده است و اذن نیز وجود دارد مستأجر دوم رابطه غاصبانه ندارد. البته "الف" در هر صورت می‌تواند دستور تخلیه بگیرد؛ منتها اگر "ب" اذن نداشته باشد و حق انتقال نداشته دراین حالت مستأجر جدید به ید ماقبل خود مراجعه می‌نماید. دستور تخلیه در هر دو حالت تصرف غاصبانه یا غیر غاصبانه (اذن یا عدم اذن) می‌تواند وجود داشته باشد فقط بحث در استرداد وجه دریافتی است که اگر اذن وجود داشته باشد می‌تواند به "الف" رجوع نماید و اگر اذن وجود نداشته مستأجر جدید به ید ماقبل خود مراجعه می‌نماید.

نظر اقلیت

بحث انتقال اجاره طبق قانون روابط موجر و مستأجر مصوب 2/5/1356 نیز می‌تواند مطرح شود علاوه براین بحث اجاره تبعی نیز وجود دارد. در صورتی که اجاره تبعی باشد رابطه مستأجر اول و دوم با موجر قطع نمی‌شود و بنابراین می‌تواند دستور تخلیه بگیرد؛ منتها در صورتی که بحث انتقال اجاره مطرح شود و اگر "الف" با مستاجرین رابطه استیجاری نداشته باشد دستور تخلیه موجب قانونی ندارد. در فرض سؤال "الف" به "ب" اجاره داده و "ب" به شخص ثالث اجاره داده است؛ بنابراین در این حالت دستور تخلیه موجبی ندارد؛ در نتیجه می‌بایست از دستور عدول نموده و نام‌برده را به طرح دعوی به طرفیت "ب" و متصرفین جهت اخذ حکم تخلیه ارشاد نمود.

مبحث

کلمات کلیدی

مستندات قانونی

ماده 3 قانون روابط موجر و مستاجر مصوب 1356 | ماده 474 قانون مدنی

واگذاری موضوع اجاره به شخص ثالث و تقاضای تخلیه ملک توسط موجر به دلیل عدم پرداخت اجاره | نشست قضایی | قضا