صورت‌جلسه نشست قضائی

برگزار شده توسط:استان لرستان/ شهر خرم آباد
تاریخ برگزاری:۱۳۸۸/۱۰/۱۰
موضوع:عدم امکان الزام مشتری به پرداخت ثمن به مال مرهونه مورد بیع

پرسش

شخص (الف) مال غیرمنقولـی را که در رهـن بانک بـوده است به شخص (ب) می‌فروشد. شخـص (ب) ثمن معاملـه را پرداخـت نکرده و شخـص (الف) دادخـواست مطالبه ثمـن به طرفیت (ب) را طـرح نموده است. با توجه به بنـد (4) ماده 362، مـاده 793 قانون مدنـی و رأی وحدت رویه شمـاره 620 مـورخ 20/8/1376 دیـوان‌عالـی کشـور (معاملـه مالـک نسبـت به مـال مرهـونه در صورتی‌که منافی حق مرتهن باشد نافذ نخواهد بود اعم از این‌که بالفعل باشد یا بالقوه)؛ آیا می‌توان (ب) را محکوم به پرداخت ثمن معامله کرد؟

نظر هیئت عالی

این سوال در دو کمیسیون مطرح شده است: *نشست قضایی1: نظر اکثریت: در فرض سؤال، دادگاه می‌تواند در صورت احراز حفظ حقوق مرتهن از طریق فک رهن یا اذن مرتهن، مشتری را به پرداخت ثمن محکوم نماید. نظر اقلیت: دادگاه با وجودحق مرتهن (بانک) زمانی می¬تواند له خواهان (بایع) حکم صادر کند که در هرحال متضمن تعرّض به حقوق ذی‌نفع نباشد. *نشست قضایی 2: با توجه به ماده 793 قانون مدنی که راهن نمی‌تواند در رهن تصرفی کند که منافی حقوق مرتهن باشد مگر به اذن مرتهن و در مانحن‌فیه، اذنی از مرتهن اعلام نشده است بنابراین، طبق رأی وحدت رویه 620 مورخ 20/8/1376 هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور ، چنین معامله‌ای غیرنافذ می‌باشد. از طرفی الزام مشتری به پرداخت ثمن موضوع بند (2) ماده 362 قانون مدنی از آثار بیع صحیح است و چون در معامله موضوع سؤال، بدون تنفیذ از سوی بانک مرتهن مشمول بیع صحیح نمی‎گردد پس خریدار ملزم به پرداخت ثمن معامله نخواهد بود و در وضعیت موجود دعوا قابل استماع نخواهد بود. در نتیجه نظر اکثریت تا حدی که با این نظر منطبق است، مورد تأیید می‌باشد.

نظر اکثریت

عقد رهن یک حق عینی را برای مرتهن ایجاد می¬کند و در فرض سؤال هر نوع عمل عقد از ناحیه راهن منافی حق مرتهن است و به نظر می¬رسد که دادگاه باید نماینده مرتهن را دعوت کند. اگر عقد بیع را اجازه داد، عقد صحیح است و دادگاه می‌تواند مشتری را به پرداخت ثمن در حق بایع محکوم کند، ولی اگر مرتهن عقد بیع را اجازه نداد، چون عقد بیع غیرنافذ بوده، محکوم کردن مشتری به پرداخت ثمن خلاف قانون است و دادگاه با ید قرار عدم استماع دعوا را صادر نماید.

نظر اقلیت

معامله ای که واقع شده در ظاهر صحیح است و تازمانی‌که مرتهن درخواست ابطال آن را نکرده، مشتری مکلّف است نسبت به پرداخت ثمن اقدام کند (تا زمانی‌که فساد بیع احراز نگردیده باشد اصل بر صحّت آن است). در فرض سؤال، چون ملک به نام راهن منتقل نشده است و وی مالک مال مرهونه نیست بلکه حقّی نسبت به آن مال دارد و آن استیفای طلب است، مشتری باید نسبت به پرداخت ثمن اقدام نماید.

مبحث

کلمات کلیدی

مستندات قانونی

* قانون مدنی

عدم امکان الزام مشتری به پرداخت ثمن به مال مرهونه مورد بیع | نشست قضایی | قضا